مریم ملائی؛ علی محمد صفانیا؛ مهرداد محرم زاده؛ سید صلاح الدین نقشبندی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه کارآفرینی در ادارات کل ورزش و جوانان شمال غرب کشور بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و از لحاظ هدف کاربردی است که به صورت میدانی در سال 1402 اجرا شد. جامعه آماری شامل؛ مربیان و داوران و مدیران ارشد، معاونین ادارت ورزش و جوانان و مدیران باشگاههای خصوصی، روسای هیاتهای ورزشی بود. در این بخش نیز از فرمول ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه کارآفرینی در ادارات کل ورزش و جوانان شمال غرب کشور بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و از لحاظ هدف کاربردی است که به صورت میدانی در سال 1402 اجرا شد. جامعه آماری شامل؛ مربیان و داوران و مدیران ارشد، معاونین ادارت ورزش و جوانان و مدیران باشگاههای خصوصی، روسای هیاتهای ورزشی بود. در این بخش نیز از فرمول تعیین حجم نمونه، به روش تصادفی طبقه ای برای نمونه گیری استفاده شد (217 نفرn=). ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ملائی کوهی و همکاران (1402) با 118 سوال بود. پایایی با استفاده از ضریب آلفایکرونباخ محاسبه شد که برابر با 85/0 بود و تأیید شد. برای تحلیل داده ها از آزمونهای آماری تی تک متغیره، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی که از طریق نرم افزارهای آماری اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته ها نشان داد که الگوی توسعه کارآفرینی در ادارات کل ورزش و جوانان مناسب بوده و تمامی اعداد و پارامترهای مدل از مقادیر تی و بار عاملی قابل قبولی برخوردار بوده و در سطح معناداری کمتر از 05/0 معنادار بودند. نتیجه گیری می شود مدل توسعه کارآفرینی در سازمانهای ورزشی میتواند به عنوان ابزاری کاربردی و موثر برای افزایش رقابتپذیری، آموزش کارآفرینی، توانمندسازی نیروی انسانی، تدوین راهبردهای کارآفرینی، توسعه فرهنگ کارآفرینی و جذب منابع مالی و انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
آزاد آهنگران؛ علیرضا الهی؛ حسین اکبری یزدی
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مدیریت داوطلبان در فدراسیونهای ورزشی ایران بود روششناسی: از نظر هدف کاربردی، از منظر گرداوری داده ها کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان این تحقیق شامل افراد صاحب نظر(اساتید دانشگاه)، داوطلبان ورزشی، مدیران عملیاتی حوزه داوطلبی ورزشی در ایران می باشند. مشارکت کنندگان در تحقیق، 15 نفر از خبرگان ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مدیریت داوطلبان در فدراسیونهای ورزشی ایران بود روششناسی: از نظر هدف کاربردی، از منظر گرداوری داده ها کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان این تحقیق شامل افراد صاحب نظر(اساتید دانشگاه)، داوطلبان ورزشی، مدیران عملیاتی حوزه داوطلبی ورزشی در ایران می باشند. مشارکت کنندگان در تحقیق، 15 نفر از خبرگان و کارشناسان بودند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد.یافتهها: پس از کدگذاری و تجزیه و تحلیل متون برآمده از پژوهش، 1500 مضمون پایه و 15 مضمون سازماندهنده از 140 مضمون فرعی و 15 مضمون اصلی از کدهای اولیه کشف شده و استنتاج شدند و روابط بین آنها طبق مراحل سه گانه مدل PEP و سه شاخگی، ابتدا عوامل ساختاری، زمینه ای و رفتاری اثرگذار در هر مرحله در قالب شبکه مضامین ارائه شده است. نتیجهگیری: میتوان اذعان داشت که اتکاء یکپارچه به طراحی مدل مدیریت داوطلبان در فدراسیون های ورزشی ایران بر اساس عوامل ساختاری، زمینهای و رفتاری اثرگذار در مرحله آمادگی، داوطلبی و ماندگاری در قالب شبکه مضامین به مدیران این عرصه کمک میکند تا شیوههای کارکردی مناسب با داوطلبان را شناخته و در مسیری شفاف و هدفمند گام بردارند.
سیده طاهره عظیم زاده؛ مرتضی دوستی؛ سید محمد حسین رضوی؛ معصومه کلاته سیفری
چکیده
هدف پژوهش طراحی الگوی هویتی و تاریخی ورزشهای بومی، ملی و آیینی بود.روش پژوهش حاضر کیفی (اشتراس و کوربین) و از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری شامل متخصصین ورزش بومی محلی دارای سابقه تدریس دانشگاهی یا فعالان حوزه ورزش همگانی، صاحبنظران و صاحب منصبان ورزش، سیاستگذاران و مشاوران ورزشی بودند. روش نمونهگیری به صورت نمونهگیری غیر احتمالی، ...
بیشتر
هدف پژوهش طراحی الگوی هویتی و تاریخی ورزشهای بومی، ملی و آیینی بود.روش پژوهش حاضر کیفی (اشتراس و کوربین) و از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری شامل متخصصین ورزش بومی محلی دارای سابقه تدریس دانشگاهی یا فعالان حوزه ورزش همگانی، صاحبنظران و صاحب منصبان ورزش، سیاستگذاران و مشاوران ورزشی بودند. روش نمونهگیری به صورت نمونهگیری غیر احتمالی، با انتخاب هدفمند وبا حداکثر تنوع یا ناهمگونی بود. اندازه نمونه با استفاده از روش اشباع نظری برابر با 14 نفر بود. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه باز بود و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. در پژوهش حاضر جهت سنجش روایی از معیارهای درگیری طولانیمدت، مشاهده پایدار، بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات، چک کردن، مثلث سازی،مقایسه مستمر استفاده شد.برای محاسبه پایایی از روش توافق درون موضوعی استفاده شد که پایایی بین کدگذاران برای مصاحبههای انجامگرفته در این پژوهش معادل 88 درصد بود. بر اساس یافتهها عوامل علی شامل هویت مذهبی و هویت اجتماعی؛ عوامل زمینهای شامل زیرساختی و برنامه ریزی؛ عوامله مداخله گر شامل مشارکت و حمایت؛پدیده محوری شامل هویتیابی در ورزش آیینی و ملی؛ راهبردها شامل اجرایی و ساختاری؛ پیامدها شامل کارکردهای اجتماعی و فرهنگی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی به شناسایی مفاهیم هویتی و تاریخی ورزشهای بومی، ملی و آیینی انجام شده و مدلی برای تبیین الگوی هویتی و تاریخی ورزش بومی و آیینی، در قالب یک نظریه ارائه نموده است .
زهره کریمی؛ علی محمد صفانیا؛ علی زارعی؛ حسین پورسلطانی؛ رضا نیک بخش
چکیده
هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی تابآوری سازمانی در سازمانهای ورزشی ایران است. روششناسی: این پژوهش از نوع پژوهشهای ترکیبی یا آمیخته استکه در سال 1399 انجام شده است. در بخش کیفی از نظریه دادهبنیاد با رویکرد استراوس و کوربین و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه مورد پژوهش، خبرگان دانشگاهی در رشتههای علوم ورزشی و کارشناسان ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی تابآوری سازمانی در سازمانهای ورزشی ایران است. روششناسی: این پژوهش از نوع پژوهشهای ترکیبی یا آمیخته استکه در سال 1399 انجام شده است. در بخش کیفی از نظریه دادهبنیاد با رویکرد استراوس و کوربین و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه مورد پژوهش، خبرگان دانشگاهی در رشتههای علوم ورزشی و کارشناسان ارشد و میانی با سابقه حداقل سه سال در سازمانهای ورزشی بودند که با استفاده از رویکرد نمونهگیری هدفمند در فرایند مصاحبه مشارکت کردند که طی مصاحبه با 20 نفر، پژوهش به اشباع اطلاعاتی رسید و نظریه تکمیل شد. تجزیه وتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Maxqda12 در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت و بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی گردید. نهایتاً مدل به دست آمده در میان جامعه ورزشی به تعداد 384 نفر مورد آزمون قرار گرفت و پس از برازش مدل با استفاده از نرمافزار Amos Graphics، الگوی نهایی تابآوری سازمانی در سازمانهای ورزشی ایران بهدست آمد. یافتهها: بیش از 300 کد مفهوم اولیه از مصاحبهها استخراج شد که پس از پالایش کدها و اخذ اعتبار به 104 کد تقلیل یافت و در قالب 34 مفهوم و 12 مقوله در چارچوب مدل پارادیمی شامل تابآوری سازمانی بهعنوان مقوله محوری و شرایط علی (برنامهریزی و اجرا، علل سیاسی، علل قانونی)، عوامل زمینهای (علل اقتصادی، نظام مدیریتی)، شرایط مداخلهای (نگرش اجتماعی، علل فرهنگی)، راهبردها (کنشهای مالی، رویکرد جامع) و پیامدها (کاهش ضررهای مالی، موفقیتهای ملی و بینالمللی، مزایای اجتماعی- فرهنگی) قرار گرفت.
محمدامین صیادی؛ نگین احمدی؛ ایرج مهدی زاده؛ امید فتح الهی
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل شاخصهای توانمندساز توسعه پایدار سالنهای ورزشی استان آذربایجانغربی با بهرهگیری از انرژیهای سبز بود.روششناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به روش کیفی بود. جامعه آماری پژوهش، اساتید دانشگاه در رشتههای مدیریت ورزشی، عمران، معماری و محیط زیست بودند که تجربه عملیاتی در اجرای اماکن ورزشی را داشتند و از ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل شاخصهای توانمندساز توسعه پایدار سالنهای ورزشی استان آذربایجانغربی با بهرهگیری از انرژیهای سبز بود.روششناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به روش کیفی بود. جامعه آماری پژوهش، اساتید دانشگاه در رشتههای مدیریت ورزشی، عمران، معماری و محیط زیست بودند که تجربه عملیاتی در اجرای اماکن ورزشی را داشتند و از میان آنها با 11 نفر مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شد. ابزار مورد استفاده نیز مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته بود. برای بررسی روایی پژوهش از روش اعتباریابی پاسخدهنده استفاده و مشخص شد که مضامین فراگیر، سازماندهنده و اصلی پژوهش حاضر با الگوی مفهومی بهدست آمده همخوانی داشت. برای بررسی پایایی پژوهش نیز اعتباریابی درونی نتایج پژوهش با دادههای گردآوری شده توسط افراد گروه کانون مرکزی تأیید شد. در نهایت مدل مفهومی مضمون نهایی پژوهش با بررسی و اظهار نظر افراد گروه کانون مرکزی پژوهش ارائه شد.یافتهها: نتایج نشان داد که مهمترین مضامین فراگیر پژوهش دو مضمون: توانمندسازی نرمافزاری (منابع انسانی، آموزش، نگرش، اقتصاد و قانون و مقررات) و توانمندسازی سختافزاری (توانمندسازی کالبدی، فناورانه و زیست محیطی) بودند.نتیجهگیری: برای رسیدن به توسعه پایدار سالنهای ورزشی با انرژیهای سبز، قبل از هر چیز نیاز به نیروهای انسانی متخصصی هست که با دانش فناورانه و آموزش صحیح در جهت تغییر نگرش افراد برای استفاده بهینه از انرژی سبز در سالنهای ورزشی اقدام کنند و متعاقباً از حمایت قانونی برای افزایش کمیت و کیفیت بهرهگیری از انرژی سبز در اماکن ورزشی برخوردار شوند.
مهدی نصیری خوزانی؛ مهر علی همتی نژاد؛ رویا بویری شمی؛ فرحناز شمس؛ سجاد غلامی ترکسلویه
چکیده
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، ارائه الگوی موفقیت ورزشهای پارالمپیکی ایران در رویدادهای بینالمللی بود.روششناسی: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. مصاحبه شوندگان شامل متخصصان و صاحب نظران حوزه ورزش مخصوصا ورزشهای پارالمپیک بودند، نمونهگیری به شیوه هدفمند بود. معیار کفایت نمونهگیری اشباع نظری دادهها بود و بر ...
بیشتر
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، ارائه الگوی موفقیت ورزشهای پارالمپیکی ایران در رویدادهای بینالمللی بود.روششناسی: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. مصاحبه شوندگان شامل متخصصان و صاحب نظران حوزه ورزش مخصوصا ورزشهای پارالمپیک بودند، نمونهگیری به شیوه هدفمند بود. معیار کفایت نمونهگیری اشباع نظری دادهها بود و بر این اساس تعداد 22 مصاحبۀ نیمه ساختاریافته انجام گرفت. یافتهها: 310 مفهوم اولیه، 37 مقولۀ فرعی و 13 مقوله اصلی استخراج شد که در چارچوب مدل پارادایمی شامل عوامل زمینهای (ایجاد قوانین حمایتی، نقش رسانههای جمعی و اجتماعی، الگوی جامع رویدادهای ورزشی)، شرایط علّی (فرهنگسازی نسبت به حق ورزشخواهی، آموزش با رویکرد پژوهشمحوری، توسعه تجهیزات با فنآوریهای نوین)، عوامل مداخلهگر (چالشهای فراروی موفقیت ورزشهای پارالمپیکی، توسعه منابع مالی و درآمدزایی، تعامل و همافزایی سازمانهای ذینفع)، راهبردهایی (ضرورت مناسبسازی مراکز ورزشی- شهری، ایجاد نظام جامع استعدادیابی، توسعه ورزش بانوان توانیابان) و پیامدها (ارتقای جایگاه اجتماعی- ورزشی، قهرمانپروری و مدالآوری) شناسایی شدند.نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، توسعه برنامههای آموزشی، افزایش سرانه فضای ورزشی تخصصی و استاندارد، فراهمنمودن تجهیزات تمرینی تخصصی و هوشمند، تأسیس مرکز توانبخشی، اجرایی نمودن فرآیند استعدادیابی و استعدادپروری، مشارکت فعال در رقابتها، اجرای قوانین حمایتی از ورزش معلولین پیشنهاد میشود.
سمر عطا جافر؛ رحیم رمضانی نژاد؛ نوشین بنار
چکیده
هدف: هدف از پژوهش پیشرو ، ارائه الگوی گردشگری هوشمند ورزشی به منظور توسعه گردشگری ورزشی پایدار اقلیم کردستان بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری میباشد.روششناسی: این پژوهش از نظر اجرا کمی، از نظر هدف، کاربردی و بر حسب نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه گردشگران حاضر در مناطق گردشگری اقلیم کردستان عراق بودند ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش پیشرو ، ارائه الگوی گردشگری هوشمند ورزشی به منظور توسعه گردشگری ورزشی پایدار اقلیم کردستان بر اساس مدلسازی معادلات ساختاری میباشد.روششناسی: این پژوهش از نظر اجرا کمی، از نظر هدف، کاربردی و بر حسب نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه گردشگران حاضر در مناطق گردشگری اقلیم کردستان عراق بودند که به صورت نمونهگیری هدفمند و در دسترس (223 نفر) انتخاب شدند و از پرسشنامه محقق ساخته با 71 سوال و سیستم پنج ارزشی طیف لیکرت، برای اندازهگیری و همچنین برای تحلیل دادهها و مدلسازی از نرمافزار PLS4 استفاده شد.یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که در مدل طراحی شده، الزامات توسعه گردشگری ورزشی هوشمند (اقتصاد هوشمند، جامعه هوشمند، حمکرانی هوشمند و فناوریهای هوشمند) با ضریب اثر 0/93 بیشترین تاثیر را بر توسعه گردشگری ورزشی پایدار دارند؛ ضمنا خدمات گردشگری ورزشی هوشمند (تغذیه هوشمند، جذب هوشمند، حمل و نقل هوشمند، خرید هوشمند و پرداخت هوشمند) نیز با ضریب تاثیر 0/42 بر توسعه پایدار گردشگری ورزشی هوشمند اثرگذار است. در نهایت، مدل مفهومی پژوهش نیز تایید گردید.نتیجهگیری: پیادهسازی الزامات هوشمندسازی گردشگری در هر چهارحوزه سطح کلان یا ماکرو مانند حکمرانی، اجتماع، اقتصاد و فناوری، موجب توسعه گردشگری ورزشی پایدار خواهد شد و مدیران و نهادهای مسئول باید بسترهای هوشمندسازی را در این بخشها تقویت کنند تا خدمات هوشمند در گردشگری ورزشی بتواند بر توسعه گردشگری ورزشی اثرگذار باشند.
محمد صادق وقار؛ حمیدرضا گوهررستمی؛ رحیم رمضانی نژاد
چکیده
هدف : هدف این پژوهش ارائه چارچوب همسوسازی مسیرهای توسعه ورزش از طریق بهرهگیری از ظرفیت سازمانهای ورزشی در ایران است.روش شناسی : این تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل مضمون و با مشارکت ۱۶ نفر از اساتید مدیریت ورزشی و مدیران مجرب انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل مصاحبه نیمهساختاریافته و مطالعه نظاممند کتابخانهای بود. روایی و پایایی ...
بیشتر
هدف : هدف این پژوهش ارائه چارچوب همسوسازی مسیرهای توسعه ورزش از طریق بهرهگیری از ظرفیت سازمانهای ورزشی در ایران است.روش شناسی : این تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل مضمون و با مشارکت ۱۶ نفر از اساتید مدیریت ورزشی و مدیران مجرب انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل مصاحبه نیمهساختاریافته و مطالعه نظاممند کتابخانهای بود. روایی و پایایی دادهها از طریق بررسی تخصصی و توافق کدگذاران تأیید شد.یافته ها : یافتهها حاکی از استخراج ۱۷۰ کد مفهومی، ۳۹ مضمون فرعی، ۱۱ مضمون اصلی و ۵ مضمون کلی است که شامل ظرفیتسنجی سازمانها، ظرفیتسازی سیستم، بهرهوری از ظرفیتها، همراستایی توسعه و پایدارسازی ظرفیت ورزش برای توسعه و صلح میشود. نتایج نشان داد که بهرهگیری مؤثر از ظرفیتهای سازمانی نیازمند تسهیل چالشها، انطباق با شرایط محیطی، کارآمدسازی ساختاری و مدیریتی، ظرفیتشناسی سیستمی، مداخلات راهبردی و بهینهسازی سازوکارهاست.نتیجه گیری : پژوهش نشان میدهد که توسعه ورزش در ایران نیازمند بهرهگیری یکپارچه و هدفمند از ظرفیتهای گوناگون سازمانهای ورزشی است و دستیابی به اهداف توسعه ورزش در کشور بدون بازشناسی جامع ظرفیتها و استفاده هدفمند از آنها در چارچوبهای نظری و اجرایی ممکن نیست. این مدل میتواند به تصمیمسازان و مدیران ورزشی در بازنگری سیاستها، ارتقای ساختارها و هماهنگی میانبخشی کمک کند و مسیر تحقق توسعه پایدار ورزش و تقویت نقش آن در سطح ملی و بینالمللی را هموار سازد.
یعقوب محمدی؛ علیرضا الهی؛ حسین اکبری یزدی
چکیده
هدف: در دنیای رقابتی امروز، بازاریابی عصبی به عنوان ابزاری نوین و مؤثر بر درک دقیقتر رفتار مصرفکنندگان، نقش برجستهای در صنعت ورزش ایفا میکند. این روش با ترکیب علم عصبشناسی و روان شناسی، به برگزارکنندگان رویدادهای ورزشی و سازمانهای ورزشی کمک میکند تا تصمیمات هوشمندانهتری در جذب هواداران، طراحی تبلیغات و افزایش مشارکت ...
بیشتر
هدف: در دنیای رقابتی امروز، بازاریابی عصبی به عنوان ابزاری نوین و مؤثر بر درک دقیقتر رفتار مصرفکنندگان، نقش برجستهای در صنعت ورزش ایفا میکند. این روش با ترکیب علم عصبشناسی و روان شناسی، به برگزارکنندگان رویدادهای ورزشی و سازمانهای ورزشی کمک میکند تا تصمیمات هوشمندانهتری در جذب هواداران، طراحی تبلیغات و افزایش مشارکت عمومی اتخاذ کنند. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل محتوای مطالعات حوزه بازاریابی عصبی در مدیریت ورزش میپردازد. روششناسی: این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای اسناد علمی، ۲۵ مقاله منتشرشده بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ را بررسی کرده است. جستجو با استفاده از کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی معتبر انجام شد و مقالات منتخب بر اساس روششناسی، نویسندگان، دانشگاهها و ابزارهای پژوهشی مورد تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: تحلیل دادهها نشان میدهد مجله «مدیریت ورزشی» بیشترین مقالات این حوزه را منتشر کرده است. دانشگاههای کردستان، علامه طباطبایی و آزاد اسلامی (علوم تحقیقات) از مؤسسات پیشرو محسوب میشوند. بیش از ۵۰ درصد مطالعات از EEG استفاده نمودهاند، درحالی که روشهایی مانند ردیابی چشمی و تصویربرداری عملکردی مغز کاربرد محدودتری داشتهاند. همچنین، مقالات با سهنویسنده، بیشترین فراوانی و استناد به منابع انگلیسی غلبه داشته است.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که پژوهشهای بازاریابی عصبی در مدیریت ورزشی عمدتاً بر روش الکتروانسفالوگرافی متمرکز بوده است و روشهای پیشرفته علوم اعصاب کمتر مورد استفاده قرار گرفتهاند. توسعه همکاریهای بینرشتهای، سرمایهگذاری در تجهیزات پژوهشی، افزایش آگاهی مدیران ورزشی و انتشار مقالات در مجلات بینالمللی میتواند به بهبود کیفیت پژوهشها و گسترش این حوزه کمک کند.
علی جمشیدی؛ امین خطیبی؛ سید حسین مرعشیان؛ اسماعیل ویسیا
چکیده
هدف: هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای مشارکت افراد تراجنسیتی در فعالیتهای ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد و بهمنظور جمعآوری دادهها با ۱۵ نفر از متخصصان مدیریت ورزشی و علوم اجتماعی مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته انجام شد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای مشارکت افراد تراجنسیتی در فعالیتهای ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد و بهمنظور جمعآوری دادهها با ۱۵ نفر از متخصصان مدیریت ورزشی و علوم اجتماعی مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته انجام شد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) و نرمافزار MAXQDA استفاده شد و تعداد ۲۱۸ گزاره اولیه به دست آمد.یافتهها: در بخش عوامل مؤثر بر فعالیت ورزشی افراد تراجنسیتی، هشت مضمون اصلی شناسایی شد که مهم ترین آنها نگرانیهای امنیتی و حفظ حریم خصوصی، محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی، و نقش خانواده و حمایت آنها بود. در بخش پیامدها نیز پنج مضمون اصلی شامل بهبود سلامت روانی و جسمانی، توسعه اجتماعی و تعاملات مثبت، ارتقای هویت جنسیتی و بازشناسی خود، چالشها و فشارهای روانی پسینی، فرصتهای اجتماعی و شغلی جدید بود. یافتههای این مطالعه نشان داد که عوامل فردی و ساختاری متعددی بر مشارکت افراد تراجنسیتی در فعالیتهای ورزشی تأثیر میگذارند. همچنین، این مشارکت میتواند پیامدهای مثبتی بر کیفیت زندگی، هویت جنسیتی و توسعه اجتماعی این گروه داشته باشد.نتیجهگیری: ورزش ابزاری کلیدی برای ارتقای کیفیت زندگی افراد تراجنسیتی است و عوامل بسیاری بر مشارکت افراد تراجنسیتی در ورزش تاثیر گذار میباشند، همچنین مشارکت این افراد در ورزش پیامدهای بسیاری برای جامعه به ارمغان خواهد داشت .
معصومه فدایی ده چشمه؛ سید رضا حسینی نیا؛ محمد مهدی رحمتی؛ هادی باقری
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ورزش در هویت بخشی زنان در ایران انجام گرفته است.روششناسی: این پژوهش با روش آمیخته اکتشافی انجام و در بخش کیفی از روش برساختگرا (چارمز) و در بخش کمی از معیارهای تصمیمگیری چند معیاره (دنپ فازی) استفاده شد. نمونه پژوهش در بخش کیفی تمام ورزشکاران در سطح آماتور، قهرمانی و حرفهای همچنین ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ورزش در هویت بخشی زنان در ایران انجام گرفته است.روششناسی: این پژوهش با روش آمیخته اکتشافی انجام و در بخش کیفی از روش برساختگرا (چارمز) و در بخش کمی از معیارهای تصمیمگیری چند معیاره (دنپ فازی) استفاده شد. نمونه پژوهش در بخش کیفی تمام ورزشکاران در سطح آماتور، قهرمانی و حرفهای همچنین مربیان تیمهای ملی و متخصصان علمی و دانشگاهی در حوزه مدیریت ورزشی و جامعهشناسی با تخصص در پژوهش ورزش زنان (تا رسیدن به اشباع نظری) و در بخش کمی 15 نفر از متخصصان آگاه با موضوع ورزش زنان و ورزشکاران حرفهای زن بودند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمهساختاریافته (کیفی) و پرسشنامه مقایسات زوجی دنپ فازی (کمی) بود.یافتهها: برآیند تحلیل 380 کد اولیه اصلی ظاهر شده در این پژوهش 41 کد متمرکز (مفهوم) بود که در نهایت به 9 مقوله اصلی تقلیل پیدا کردند. 8 مورد از این مقولات اصلی به عنوان عوامل اثرگذار بر هویتبخشی زنان استخراج شدند و سپس به روش دنپ فازی اولویتبندی شدند. نتایج نشان میدهد «کارکرد مربی» (0/1317) بیشترین تأثیر را در فرآیند هویتبخشی دارد و پس از آن «توانمندسازی زنان در زندگی از طریق ورزش» (0/1302)، «کلیشههای جنسیتی» (0/1293) «افزایش قدرت روانی زنان از طریق ورزش» (0/1287) در رتبههای بعدی و در ادامه «تبعیض جنسیتی» (0/1269)، «نگاه جنسیتی به رشتهها» (0/1212)، «مانعتراشی از طریق قوانین» (0/1177) و «سطح پایین سواد بدنی زنان» (0/1141) در رتبههای پایینتر قرار گرفتند.نتیجهگیری: فرآیند هویتبخشی زنان از طریق ورزش بیش از هر چیز تحت تأثیر عوامل حمایتی و توانمندسازی بهویژه نقش مربیان قرار دارد، در حالی که موانع ساختاری، تبعیضهای جنسیتی اثر کمتری دارند. بنابراین، تقویت نقش مربیان، ارتقای فرصتهای توانمندساز ورزشی و اصلاح سیاستهای تبعیضآمیز میتواند مسیر هویتیابی زنان را تسهیل نماید.
فاطمه هادی پور؛ شهرام شفیعی؛ حسین براخاص
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر تأثیر پیامدهای سیاسی و اقتصادی حضور بانوان در ورزشگاهها بر اعتبار فوتبال ایران با نقش میانجی جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی–همبستگی، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای بهصورت میدانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان ورزشی، مربیان، ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر تأثیر پیامدهای سیاسی و اقتصادی حضور بانوان در ورزشگاهها بر اعتبار فوتبال ایران با نقش میانجی جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی–همبستگی، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای بهصورت میدانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان ورزشی، مربیان، داوران، ورزشکاران و اعضای هیئت علمی دانشگاهها بود. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت جهت مدلسازی بهصورت غیر تصادفی و در دسترس انتخاب و تجزیهوتحلیل شد (101 نفر). ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامه پیامدهای سیاسی (10 سؤال)، پیامدهای اقتصادی (7 سؤال)، جریان رسانهای (6 سؤال)، دیپلماسی فرهنگی ورزشی (6 سؤال) و اعتبار فوتبال (14 سؤال) با طیف پنج ارزشی لیکرت بود. روایی محتوایی و صوری این ابزارها توسط خبرگان حوزه فوتبال و ورزش زنان و اساتید مدیریت ورزشی (11 نفر) و پایایی ترکیبی، روایی سازه، روایی همگرا و واگرا با استفاده از تحلیل عاملی تأیید شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس.پی.اس.اس و اسمارت پی ال اس 3 استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد پیامدهای سیاسی و اقتصادی حضور بانوان بر جریان رسانهای، دیپلماسی فرهنگی ورزشی و اعتبار فوتبال ایران اثر معنیداری داشتند. جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بر اعتبار فوتبال ایران اثر معنیداری داشتند و همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد پیامدهای سیاسی و اقتصادی از طریق جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بر اعتبار فوتبال ایران اثر معنیداری دارند.نتیجهگیری: بر اساس یافتهها میتوان گفت اعتبار فوتبال ایران، نهتنها از عملکرد ورزشی، بلکه حاصل توانایی آن در مدیریت هوشمندانه ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حضور بانوان، بهرهگیری از قدرت رسانهها و بکارگیری دیپلماسی فعال میباشد و مجموعهای از عوامل همافزا هستند که به تثبیت و ارتقای جایگاه این ورزش در کشور و جهان میانجامد.
حسن غلامی قاجاری؛ حمیدرضا گوهررستمی
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر تحلیل ثبات-کارایی رقابتپذیری رشتههای ورزش نخبه جمهوری اسلامی ایران در بازیهای المپیک تابستانی بود.روششناسی: این پژوهش کاربردی، توصیفی-تحلیلی و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه رشتههای ورزش نخبه جمهوری اسلامی ایران در بازیهای المپیک تابستانی از 2000 تا 2024 میباشد که حداقل یک مدال گرفتهاند. ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر تحلیل ثبات-کارایی رقابتپذیری رشتههای ورزش نخبه جمهوری اسلامی ایران در بازیهای المپیک تابستانی بود.روششناسی: این پژوهش کاربردی، توصیفی-تحلیلی و با رویکرد کمی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه رشتههای ورزش نخبه جمهوری اسلامی ایران در بازیهای المپیک تابستانی از 2000 تا 2024 میباشد که حداقل یک مدال گرفتهاند. نمونهگیری به صورت تمام شمار از رشتههای مدالآور بود. دادهها از منبع رسمی تالار افتخارات کمیته ملی المپیک و سایت رسمی کمیته بینالمللی المپیک استخراج شد. سپس با استفاده از شاخصهای محقق ساخته، ثبات و کارایی مدالآوری محاسبه و ماتریس چهارگانهای برای تحلیل رقابتپذیری رشتههای ورزش نخبه شکل گرفت. روایی صوری و محتوایی شاخصهای محقق ساخته توسط اساتید مدیریت ورزشی و پایایی نیز با بازآزمایی ارزیابی و تایید شد. یافتهها: تحلیل ثبات-کارایی کشتی، کاراته و تکواندو را در ناحیه رقابتپذیری نخبگانی راهبردی، وزنهبرداری را در ناحیه رقابتپذیری باثبات کمبازده و تیراندازی و دو و میدانی را در ناحیه رقابتپذیری کمبازده بیثبات قرار داد.نتیجهگیری: هرچند کشتی و تکواندو از جایگاه رقابتپذیری نخبگانی برخوردارند، اما با توجه به سرمایهگذاری رقبا، ابتدا باید بر حفظ جایگاه فعلی آنها تمرکز شود و سپس برنامهریزی برای ارتقای عملکرد در ادوار آینده انجام گیرد. جایگاه کاراته نیز نیازمند رایزنی بینالمللی برای بازگشت به المپیک است. وزنهبرداری با عملکرد باثبات اما کمبازده، نیازمند افزایش کارایی در مدالآوری است تا ثبات مدالآوری در ادوار بعد کاهش نیابد. تیراندازی و دو و میدانی نیز برای بهبود رقابتپذیری نیازمند بازنگری اساسی در برنامههای توسعه ورزش نخبه هستند.
امیرحسین لباف؛ مهدی سلیمی؛ محمد سلطانحسینی
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل موفقیت مالی باشگاههای لیگ برتری فوتبال ایران بود.روششناسی: روش پژوهش تلفیق روشهای کیفی و کمی (آمیخته) بود. بخش کیفی مبتنی بر تئوری داده بنیاد با رویکرد چارمز میباشد. جامعه آماری بخش کیفی مدیران ارشد فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ، مدیران عامل باشگاهها، مدیران ارشد مالی باشگاهها و اساتید صاحبنظر ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل موفقیت مالی باشگاههای لیگ برتری فوتبال ایران بود.روششناسی: روش پژوهش تلفیق روشهای کیفی و کمی (آمیخته) بود. بخش کیفی مبتنی بر تئوری داده بنیاد با رویکرد چارمز میباشد. جامعه آماری بخش کیفی مدیران ارشد فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ، مدیران عامل باشگاهها، مدیران ارشد مالی باشگاهها و اساتید صاحبنظر مدیریت ورزش بودند که نمونهگیری هدفمند و با روش گلوله برفی بود. با 18 مصاحبه و رسیدن به اشباع نظری به مصاحبهها پایان داده شد. در بخش کمی بر اساس یافتههای نهایی بخش کیفی، پرسشنامهای طراحی شد. نمونه آماری بخش کمی 185 نفر از اساتید و صاحبنظران مدیریت ورزشی و مدیریت مالی، کارشناسان مالی باشگاهها و اعضای هیات مدیره باشگاهها بودند که نمونهگیری به صورت در دسترس بود. تحلیلهای مرحله کمی با روش معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام شد.یافتهها: نتایج نهایی در بخش کیفی و کمی نشان داد درآمدزایی، قوانین و شرایط بالادستی، شرایط فنی، راهبردهای مدیریتی، نظام هواداری، الزامات و منابع باشگاه به ترتیب با ضرایب تاثیر 0/240، 0/195، 0/183، 0/182، 0/179، 0/064 و 0/050 مهمترین عوامل موفقیت مالی باشگاههای لیگ برتری فوتبال میباشند.نتیجهگیری: موفقیت مالی باشگاههای لیگ برتری فوتبال نیازمند توجه جامع به عوامل مذکور است. تعامل عوامل مختلف و بهبود مستمر هر یک، موجب دستیابی به اهداف مالی باشگاهها میشود و آیندهای پایدار را برای آنها به ارمغان میآورد. باشگاهها باید عملکرد خود را ارزیابی و با اتخاذ رویکردهای نوآورانه، به سوی تحقق اهداف مالی و توسعه پایدار گام بردارند.
صادق فتاحی میلاسی؛ نوشین بنار
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، توسعه چارچوبی بومی و مرحلهای برای تحلیل و ارزیابی بلوغ تحول دیجیتال در کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs) ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش با استفاده از رویکرد مرور نظاممند و فراترکیب کیفی مبتنی بر مدل هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. در این فرآیند، ۳۲ مقاله علمی منتشرشده بین سالهای 2020 تا 2025 از پایگاههای ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش، توسعه چارچوبی بومی و مرحلهای برای تحلیل و ارزیابی بلوغ تحول دیجیتال در کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs) ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش با استفاده از رویکرد مرور نظاممند و فراترکیب کیفی مبتنی بر مدل هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. در این فرآیند، ۳۲ مقاله علمی منتشرشده بین سالهای 2020 تا 2025 از پایگاههای دادهای معتبر مانند Scopus و Web of Science، بر اساس معیارهای مشخصی شامل زبان انگلیسی، بازه زمانی انتشار، نوع مطالعه علمی، رویکرد روششناسی (کیفی یا کمی) و تمرکز بر تحول دیجیتال در کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs)، انتخاب و تحلیل شدند. ابعاد و شاخصهای کلیدی بلوغ دیجیتال از طریق تحلیل محتوای کیفی شناسایی و با استفاده از ابزار CASP و ضریب کاپا (0/873) اعتبارسنجی شدند.یافتهها: چارچوب مفهومی پیشنهادی شامل پنج بعد کلیدی استراتژی و رهبری، فرآیندها، فناوری و زیرساخت، منابع انسانی و فرهنگ، اکوسیستم و محیط بیرونی؛ همراه با 31 شاخص عملیاتی است. ضمنا، مدل بلوغ دیجیتال پنج سطحی برای SMEs ورزشی ارائه شد که ارزیابی عملی و نقشه راه تحول دیجیتال را تسهیل میکند.نتیجهگیری: این چارچوب، ابزاری ساده و کاربردی برای ارزیابی بلوغ دیجیتال و برنامهریزی بهبودهای استراتژیک در SMEs ورزشی ارائه میدهد که با محدودیتهای محلی همراستاست. این مدل با توجه به عوامل داخلی و خارجی، رشد پایدار را حمایت کرده و نقشه راهی برای سیاستگذاران و مدیران در کشورهای در حال توسعه فراهم میکند.
میمنت عابدینی بلترک؛ مژگان معمارمقدم؛ افسانه یانپی
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزشیابی برنامهدرسی قصد شده و اجرا شده رشته علوم ورزشی مقطع کارشناسی از منظر استادان و دانشجویان دانشگاه مازندران بود.روششناسی: رویکرد پژوهش کمی و روش، توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری شامل استادان و دانشجویان رشته علوم ورزشی دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 1403 - 1402 به ترتیب 22 و 340 نفر بودند. حجم نمونه در بخش ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزشیابی برنامهدرسی قصد شده و اجرا شده رشته علوم ورزشی مقطع کارشناسی از منظر استادان و دانشجویان دانشگاه مازندران بود.روششناسی: رویکرد پژوهش کمی و روش، توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری شامل استادان و دانشجویان رشته علوم ورزشی دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 1403 - 1402 به ترتیب 22 و 340 نفر بودند. حجم نمونه در بخش استادان، بهصورت تمامشمار و در بخش دانشجویان براساس جدول مورگان و با استفاده از روش تصادفی طبقهای نسبتی، 181 نفر به دست آمد. ابزارهای پژوهش حاضر، پرسشنامههای محقق ساخته برای استادان و دانشجویان و همچنین مشاهده کلاس درس در دو بخش برنامهدرسی قصد شده و اجرا شده بود که روایی محتوایی آن 89 درصد به دست آمد. پایایی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در برنامهدرسی قصد شده 0/97 در بخش استادان و 90 درصد در بخش دانشجویان؛ در برنامهدرسی اجرا شده در بخش استادان 0/96 و در بخش دانشجویان 0/83 و پایایی ابزار مشاهده با استفاده از ضریب توافقی 0/92 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (درصد و فراوانی) و آمار استنباطی (آزمون تی وابسته و تی تک نمونهای) استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد که از نظر استادان، بین برنامهدرسی قصد شده و اجرا شده در همه عناصر (هدف، محتوا، راهبرد یاددهی- یادگیری و ارزشیابی) شکاف اساسی وجود داشت. از دیدگاه دانشجویان، بین اهداف برنامهدرسی قصد شده و اجرا شده همخوانی وجود نداشت، ولی بین عناصر دیگر (محتوا، راهبرد یاددهی- یادگیری و ارزشیابی) برنامهدرسی قصد شده و اجرا شده شکاف مشاهده شد. نتایج حاصل از مشاهده کلاس درس نیزحاکی از آن بود که بین برنامهدرسی اجرا شده با قصد شده همخوانی وجود ندارد.نتیجهگیری: وجود شکاف بین برنامهدرسی قصد و اجرا شده نشان میدهد که بازنگری در برنامهدرسی جهت ارتقای کیفیت آموزش این رشته ضروری است. همچنین جهت تحقق برنامههای درسی مصوب، مجموعهای از عوامل نیاز است تا به درستی به مرحله عمل و اجرا برسد.
مهدی سلیمی؛ امیرحسین لباف
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع بازاریابی هویتی در ورزش حرفهای انجام شد.روششناسی: این مطالعه از روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بهره گرفت. در بخش کیفی، با استفاده از نظریه دادهبنیاد (رویکرد گلیزر) و مصاحبههای نیمهساختاریافته با 17 نفر از اساتید دانشگاه، خبرگان و مدیران بازاریابی ورزشی که با روش نمونهگیری نظری انتخاب ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع بازاریابی هویتی در ورزش حرفهای انجام شد.روششناسی: این مطالعه از روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بهره گرفت. در بخش کیفی، با استفاده از نظریه دادهبنیاد (رویکرد گلیزر) و مصاحبههای نیمهساختاریافته با 17 نفر از اساتید دانشگاه، خبرگان و مدیران بازاریابی ورزشی که با روش نمونهگیری نظری انتخاب شدند، دادهها جمعآوری، کدگذاری (باز و انتخابی) و تحلیل شدند. در بخش کمی، الگوی حاصل با استفاده از تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) و پرسشنامه مقایسات زوجی محققساخته، توسط 12 خبره و متخصص حوزه بازاریابی ورزشی که با روش نمونهگیری هدفمند و معیارمحور انتخاب شدند، اعتبارسنجی و اولویتبندی شد.یافتهها: نتایج بخش کیفی، سبب شناسایی 84 مفهوم نهایی در قالب چندین مقوله نظری شد که ابعاد کلیدی بازاریابی هویتی را از دیدگاه مشارکتکنندگان تبیین میکردند. مقولهها شامل هویتیابی مخاطب با برند ورزشی، تعامل برند با مخاطب در بستر دیجیتال، ساخت هویت برند ورزشی و بسترهای زمینهساز بازاریابی هویتی بودند. تحلیلهای بخش کمی به تأیید و اولویتبندی این مقولهها در الگوی نهایی انجامید که مقوله هویتیابی مخاطب با برند ورزشی، بالاترین اهمیت در الگوی بازاریابی هویتی در ورزش حرفهای را دارد.نتیجهگیری: الگوی ارائهشده نشان میدهد که بازاریابی هویتی در ورزش حرفهای فراتر از رویکردهای سنتی است و نیازمند درک عمیق از پیوندهای روانشناختی، اجتماعی و نمادین میان برند و مخاطبان است. تمرکز بر تقویت هویتیابی مخاطب، افزایش تعامل در فضای دیجیتال و ساخت هویت برند قوی و منسجم، میتواند سبب ایجاد پیوندی پایدار با مخاطبان و افزایش وفاداری و مشارکت فعال آنها منجر شود.
مریم بشارتی مقدم؛ رحیم رمضانی نژاد؛ محمد مهدی رحمتی
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، تبیین کارکردهای مشروعیتبخش ورزش در حوزه سلامت بود.روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل دادهها طی شش مرحله شامل آشنایی با دادهها، شناسایی کلمات کلیدی، کدگذاری، توسعه تم، مفهومسازی و تدوین مدل مفهومی انجام گرفت. همچنین، روایی و پایایی پژوهش با استفاده از نظر ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش، تبیین کارکردهای مشروعیتبخش ورزش در حوزه سلامت بود.روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل دادهها طی شش مرحله شامل آشنایی با دادهها، شناسایی کلمات کلیدی، کدگذاری، توسعه تم، مفهومسازی و تدوین مدل مفهومی انجام گرفت. همچنین، روایی و پایایی پژوهش با استفاده از نظر متخصصان و محاسبه ضریب کاپای کوهن (۷/۰) تأیید شد.یافتهها: یافتهها در قالب ۹ مضمون اصلی سازماندهی شد که نشان میدهد مشروعیت ورزش در حوزه سلامت برساختهای پیچیده از تعامل عوامل گفتمانی، نهادی، پزشکی و ایدئولوژیک است. این مضامین عبارت بودند از کارکرد گفتمانی در برساخت اجتماعی-فرهنگی سلامت، کارکرد مصرفی و سبکزندگی با تبدیل ورزش به کالای سلامتمحور، کارکرد نهادی-ترویجی در بستر آموزش و فراغت، کارکرد اخلاقی-تعالیبخش از طریق ترویج خودمراقبتی و تزکیه، کارکرد پزشکی-علمی در مشروعیتبخشی به ورزش و ایجاد تعارضهای اخلاقی، کارکرد کنترل اجتماعی با تبدیل ورزش به پروژهای برای حکمرانی سلامت، کارکرد ایدئولوژیک-تمایزبخش که به بازتولید نابرابریها میانجامد، کارکرد اجتماعیسازی از طریق ایجاد شبکههای حمایتی و مدیریت جمعی سلامت، و در نهایت کارکرد عادیساز آسیب که فرهنگ تحمل درد و خطر را در ورزش نهادینه میکند.نتیجهگیری: مشروعیت ورزش در حوزه سلامت پدیدهای دوگانه و چندوجهی است. از یکسو، این مشروعیت از طریق نهادسازی، گفتمان پزشکی و سیاستگذاری سلامت تقویت می شود؛ و ورزش را به ابزاری توانمندساز برای ارتقای سلامت فردی و اجتماعی تبدیل میکند. از سوی دیگر، همین فرآیند میتواند به سازوکاری برای اعمال کنترل اجتماعی، تحمیل هنجارهای فرهنگی، بازتولید نابرابریها و ایجاد تعارضهای اخلاقی تبدیل شود.
محسن وحدانی؛ جمشید جلیلوند؛ نجمه رضاسلطانی
چکیده
هدف: با توجه به پیچیدگی مسائل حوزه تربیتبدنی و سلامت دانشآموزی و تعدد ذینفعان در این حوزه، گذار از الگوهای سنتی مدیریت به رویکردهای مشارکتی و شبکهای بهعنوان ضرورتی اجتنابناپذیر مطرح است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین راهبردهای توسعه حکمرانی همکارانه در معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش ایران بود.
روششناسی: ...
بیشتر
هدف: با توجه به پیچیدگی مسائل حوزه تربیتبدنی و سلامت دانشآموزی و تعدد ذینفعان در این حوزه، گذار از الگوهای سنتی مدیریت به رویکردهای مشارکتی و شبکهای بهعنوان ضرورتی اجتنابناپذیر مطرح است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین راهبردهای توسعه حکمرانی همکارانه در معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش ایران بود.
روششناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون بازتابی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با 20 نفر از مدیران، کارشناسان، اساتید و متخصصان حوزه تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش گردآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهای خبرگی انجام گرفت. تحلیل دادهها بر اساس الگوی ششمرحلهای براون و کلارک صورت پذیرفت و برای افزایش اعتبار یافتهها از راهبردهایی همچون مثلثسازی، بازبینی همتایان و بازبینی مشارکتکنندگان استفاده شد.
یافتهها: 12 مضمون اصلی و 138 مضمون فرعی شناسایی شد. مضامین اصلی شامل توسعه روابط عمومی و رسانه، مدیریت دانش، چارچوبهای راهبردی همکاری، سازوکارهای حکمرانی مشارکتی، اعتمادسازی، بسترسازی فناورانه، بسترهای حقوقی، سیاستگذاری مالی، انعطاف ساختاری، فرهنگ مشارکتی، توانمندسازی منابع انسانی و نظام پایش عملکرد بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد حکمرانی همکارانه در معاونت تربیتبدنی و سلامت مستلزم رویکردی چندبعدی و شبکهای است که همزمان ابعاد ساختاری، نهادی، فناورانه و فرهنگی را دربر گیرد. این پژوهش میتواند مبنایی برای بازطراحی سیاستها و تقویت همکاریهای بینسازمانی در حوزه تربیتبدنی و سلامت دانشآموزی فراهم آورد.
خدیجه جوان بخت؛ محمد صادق افروزه؛ ابراهیم خوشنام؛ حسین دست برحق
چکیده
هدف: بسیاری از زنان ورزشکار در مقطعی احساس میکنند که مجبور هستند بین مادر شدن و ادامه حرفهای ورزشی خود تصمیمات دشواری اتخاذ کنند. با توجه به روند رو به رشد مشارکت زنان در ورزشهای قهرمانی و همزمان انتظارات مادری از آنان پژوهش حاضر به بررسی چالشها و تسهیلگرهای فرآیند مادر شدن در ورزش ایران پرداخته است.روششناسی: این ...
بیشتر
هدف: بسیاری از زنان ورزشکار در مقطعی احساس میکنند که مجبور هستند بین مادر شدن و ادامه حرفهای ورزشی خود تصمیمات دشواری اتخاذ کنند. با توجه به روند رو به رشد مشارکت زنان در ورزشهای قهرمانی و همزمان انتظارات مادری از آنان پژوهش حاضر به بررسی چالشها و تسهیلگرهای فرآیند مادر شدن در ورزش ایران پرداخته است.روششناسی: این پژوهش بر مبنای رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکتکنندگان شامل زنان ورزشکار و کارشناسان این حوزه بود که 11 مصاحبه نیمهساختار یافته با آنان صورت گرفت. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت.یافتهها: تحلیل دادهها به شناسایی 104 مضمون پایه منجر شد. همچنین مضامین فراگیر شامل قانونگرایی، سبک زندگی، حمایتطلبی، قدرت ریسک، بیولوژیک مادرانه، توانمندی مالی، گفتمانهای رایج، هویت چندگانه و ارزشمندی شناسایی شد که در سه بخش قبل، حین و بعد از بارداری تقسیم بندی شدند.نتیجهگیری: به نظر میرسد سیاستها و حکمرانی در ورزش زنان باید متناسب با ابعاد چهارگانه زمینه، فرصت، انتظارت و اقدامات از دریچه نگاه زنان ورزشکار ایران در سه مرحله قبل، حین و بعد از بارداری باشد. تفسیر اقدامات باید متناسب با ویژگیهای ورزشکار، ساختار ورزش و باشگاهی زنان باشد. در این راستا علاوه بر تلاش برای بهبود وضعیت فرهنگی مادر شدن ورزشکاران، حمایت و آموزش زنان، باشگاه و جامعه در هر سه مرحله ضروری مینماید.