مدیریت ورزش
رحیم رمضانینژاد
چکیده
نظریه علاوه بر اینکه مبنای آموزش و پژوهش است میتواند مبنایی برای عمل و اقدام هم باشد. برخی محققان با بررسی روند تاریخی- علمی رشته مدیریت ورزش بیان میکنند که اکنون در مرحله تقویت تئوری و هم پوشانی بین تئوری- عمل قرار داریم. در گذشته فاصله میان نظریه و عمل به گونهای بود که عالمان (نماینده دانشگاه و نظریه) و عاملان ورزش (مدیران و مجریان) ...
بیشتر
نظریه علاوه بر اینکه مبنای آموزش و پژوهش است میتواند مبنایی برای عمل و اقدام هم باشد. برخی محققان با بررسی روند تاریخی- علمی رشته مدیریت ورزش بیان میکنند که اکنون در مرحله تقویت تئوری و هم پوشانی بین تئوری- عمل قرار داریم. در گذشته فاصله میان نظریه و عمل به گونهای بود که عالمان (نماینده دانشگاه و نظریه) و عاملان ورزش (مدیران و مجریان) را از هم تفکیک میکردیم. شاید ریشههای این فاصله یا عدم کاربرد به خود تئوری یا پژوهش مرتبط نیست، بلکه به این موضوع مربوط میشود که تئوری و پژوهش در راستای مسایل و چالشهای مدیریت ورزش قرار نگرفته اند. به عبارت دیگر، زمانی که تئوری و پژوهش متاثر از مشکل نباشد، احتمال کمی است که دانش تولیدی کاربردی باشد و بتواند قسمتی از فاصله پژوهش و کاربرد را کاهش دهد. بنابراین برای حل چالش کاربرد تئوری باید به پژوهش مسالهمحور روی آورد و سرمایهگذاری در آن سهم و وظیفه دانشگاهیان است.
علاوه براین، یک آزادی عمل برای محقق دانشگاهی وجود دارد که بدون لحاظ میدان عمل و اقدام یا کاربرد، فقط برای چاپ مقاله در نشریات علمی به پژوهش بپردازد؛ با وجود این، بخشی از پژوهش ها باید کاربردی و مرتبط با صنعت ورزش باشند. چون محققان دانشگاهی برای پژوهش های کاربردی به صنعت ورزش نیاز دارند و هدف متخصصان باید ارایه راه حلهایی برای مجریان و دست اندرکاران ورزش باشد. ضمنا، اکنون با تحصیل بسیاری از ورزشکاران و کارکنان سازمانهای ورزشی این فاصله کم رنگ شده است؛ لذا برقراری این پیوند بیشتر بر عهده کسانی است که از میدان ورزش و تجربه به عالم نظر و تئوری وارد شدهاند؛ و اگر آنها نتوانند اقدامات خود را بر چارچوبها یا قالبهای نظری استوار سازند باید مشکل را دوباره تحلیل کرد. ضمنا، محققانی که نتوانند با مدیران و سازمانهای ورزشی گفتگو و تعامل داشته باشند ممکن است در دام تئوری در جا بزنند. جالب است که بسیاری از نظریههای مدیریت از میدان تجربه به عالم نظر وارد و چارچوب بندی شدهاند.
محققان مدیریت ورزش باید بین تئوری و عمل به وحدت و انسجام برسند و بسترهای مناسب را برای پیوند تئوری و مسایل یا مشکلات موجود (تحقیق مساله محور) فراهم آورند، به طوری که بتواند برای مدیران نیز مفید باشد. دانشی که محقق مدیریت ورزش تولید می کند باید بتواند بر تجربه و عمل مدیر اثرگذار باشد. البته معتقدم که در برقراری این پیوند، دانشگاهیان بیشتر پیشگام و راغب بودهاند. ابتکارات پژوهشی سودمند و دوجانبه نیز میتواند تاثیر مطلوبی بر انتقال دانش داشته باشد. ارتباط و همکاری با متخصصان و محققان دانشگاهی کمک میکند تا درباره آن چه در کسب و کار میافتد اطلاعات مغتنم و بدون فیلتری بدست آورند. بنابراین، تقویت ارتباط با عمل از طریق آموزش واقعی- مشارکتی، پژوهش و خدمات حرفهای، شکاف موجود را کاهش میدهد و فرصت ایده آلی برای کاربرد، آزمون و شاید مهم تر از همه تولید تئوری ایجاد میکند. هر چقدر اساتید دانشگاه از اهل عمل فاصل بگیرند، ارایه دانش واقعی دشوار خواهد بود.
به طور کلی، تئوری باید وسیلهای باشد تا در محیط کار، نظر را به عمل مرتبط سازد. بهجای اینکه تئوری و عمل در تضاد با یکدیگر قرار گیرند، باید بین آنها رابطه همزیستی در نظر گرفته شود. چون نظریه و عمل مخالف نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند و دو چیز متفاوت نیستند، دو جنبه از یک چیز واحد هستند که بدون ارجاع به یکدیگر بیمعنا هستند. باید از افراط در تفکیک بین نظریه و عمل اجتناب شود؛ نظریهپردازی که فقط در بعد تئوریک مهارت دارد و پس از برخورد با حقایق سخت تجربه، نظریههایش فرو میریزد؛ و عملگرا یا تجربهگرای صرفی که به دنبال هیچ مبنای تئوریک یا نظری برای عمل خود نیست، ممکن است گرفتار روتینهای کلاسیک انجام امور و عمل تکراری بدون نوآوری شود و حتی توجیهاتی مانند کسب تجربه و امید به آینده بهتر را ارایه دهد.
در نهایت، عمل خوب بر تحقیق و تئوری مناسب تکیه دارد و دانش مبتنی بر تئوری سبب عمل و اجرای هدفمند می شود. اندیشمندان مدیریت ورزش به توسعه نظامی قابل دفاع از دانش نیاز دارند تا برای هدایت دست اندرکارانی که باید در آینده وارد این رشته شوند، دانش کافی را فراهم کنند. بسیاری از افراد، تئوری و عمل را مفاهیمی متفک از هم و متعلق به حوزه های جداگانهای در نظر می گیرند. جدایی بین تئوری یا تحقیق و عمل باید حذف شود. چیزی که برای رشد مستمر تئوری (دانش) و عمل در این رشته مورد نیاز است، وحدت دیدگاهها و همکاری بین دانشپژوهان مدیریت ورزش، دانشگاهیان و دست اندرکاران است تا از تفکرات و اعمال یکدیگر حمایت کنند. دانشگاهیان باید مدلها و تئوریهایی را فراهم آورند، تا دستاندرکاران بتوانند در اجرای واقعی وظایف و مسئولیتهای شغلیشان کارآتر باشند و تفکر و عمل مدیریت مبتنی بر تئوری باشد.
حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
محمد پورخلیل؛ علی همتی عفیف؛ فریبا محمدیان
چکیده
هدف: ورزش با رویکرد همگانی به عنوان مهمترین پیشران توسعه سلامت جامعه بر مبنای الگوی نهضت بهزیستی و اصلاحی است. در همین چارچوب، هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین الگوهای ذهنی خبرگان پیرامون عوامل کلیدی مؤثر بر سیاستگذاری ورزش مبتنی بر سلامت و بهداشت است.روششناسی: پژوهش حاضر از نظر پارادایم، تفسیری و اثباتگرایی و بر اساس هدف از نوع ...
بیشتر
هدف: ورزش با رویکرد همگانی به عنوان مهمترین پیشران توسعه سلامت جامعه بر مبنای الگوی نهضت بهزیستی و اصلاحی است. در همین چارچوب، هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین الگوهای ذهنی خبرگان پیرامون عوامل کلیدی مؤثر بر سیاستگذاری ورزش مبتنی بر سلامت و بهداشت است.روششناسی: پژوهش حاضر از نظر پارادایم، تفسیری و اثباتگرایی و بر اساس هدف از نوع پژوهشهای کاربردی است. برای انجام این پژوهش از روش ترکیبی کیو استفاده شد. مشارکتکنندگان را خبرگان و متخصصان حوزه آیندهپژوهی، سیاستگذاری سلامت و علوم ورزشی بر مبنای آشنایی و ارتباط نزدیکشان با موضوع پژوهش تشکیل میدادند. بدین ترتیب ابتدا 15 نفر از خبرگان برای انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته و در گام بعد به منظور مرتبسازی نمودار کیو، 20 نفر از افراد خبره به طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها نیز از طریق نرمافزار SPSS مورد پردازش و تحلیل عاملی کیو قرار گرفت.یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد مطابق الگوهای ذهنی شناسایی شده مهمترین عوامل کلیدی، نهضت بهزیستی، نهضت تربیتی، توسعه ورزش همگانی، سلامت معنوی و سمنهای ورزشی است و بیشترین عامل مخالف توسط مشارکتکنندگان نیز سیاسی کردن ورزش میباشد.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده شش الگوی ذهنی حاصل از اولویتبندی مشارکتکنندگان است؛ به طوری که با توجه به 6 الگوی ذهنی ارائه شده مشخص میشود که هر کدام از آنها دارای مفاهیم و خصوصیات متفاوت نسبت به هم هستند.
اقتصاد، بازاریابی و گردشگری ورزشی
یعقوب محمدی؛ علیرضا الهی؛ حسین اکبری یزدی
چکیده
هدف: در دنیای رقابتی امروز، بازاریابی عصبی به عنوان ابزاری نوین و مؤثر بر درک دقیقتر رفتار مصرفکنندگان، نقش برجستهای در صنعت ورزش ایفا میکند. این روش با ترکیب علم عصبشناسی و روان شناسی، به برگزارکنندگان رویدادهای ورزشی و سازمانهای ورزشی کمک میکند تا تصمیمات هوشمندانهتری در جذب هواداران، طراحی تبلیغات و افزایش مشارکت ...
بیشتر
هدف: در دنیای رقابتی امروز، بازاریابی عصبی به عنوان ابزاری نوین و مؤثر بر درک دقیقتر رفتار مصرفکنندگان، نقش برجستهای در صنعت ورزش ایفا میکند. این روش با ترکیب علم عصبشناسی و روان شناسی، به برگزارکنندگان رویدادهای ورزشی و سازمانهای ورزشی کمک میکند تا تصمیمات هوشمندانهتری در جذب هواداران، طراحی تبلیغات و افزایش مشارکت عمومی اتخاذ کنند. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل محتوای مطالعات حوزه بازاریابی عصبی در مدیریت ورزش میپردازد. روششناسی: این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای اسناد علمی، ۲۵ مقاله منتشرشده بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ را بررسی کرده است. جستجو با استفاده از کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی معتبر انجام شد و مقالات منتخب بر اساس روششناسی، نویسندگان، دانشگاهها و ابزارهای پژوهشی مورد تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: تحلیل دادهها نشان میدهد مجله «مدیریت ورزشی» بیشترین مقالات این حوزه را منتشر کرده است. دانشگاههای کردستان، علامه طباطبایی و آزاد اسلامی (علوم تحقیقات) از مؤسسات پیشرو محسوب میشوند. بیش از ۵۰ درصد مطالعات از EEG استفاده نمودهاند، درحالی که روشهایی مانند ردیابی چشمی و تصویربرداری عملکردی مغز کاربرد محدودتری داشتهاند. همچنین، مقالات با سهنویسنده، بیشترین فراوانی و استناد به منابع انگلیسی غلبه داشته است.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که پژوهشهای بازاریابی عصبی در مدیریت ورزشی عمدتاً بر روش الکتروانسفالوگرافی متمرکز بوده است و روشهای پیشرفته علوم اعصاب کمتر مورد استفاده قرار گرفتهاند. توسعه همکاریهای بینرشتهای، سرمایهگذاری در تجهیزات پژوهشی، افزایش آگاهی مدیران ورزشی و انتشار مقالات در مجلات بینالمللی میتواند به بهبود کیفیت پژوهشها و گسترش این حوزه کمک کند.
موضوعات اجتماعی در مدیریت ورزش
معصومه فدایی ده چشمه؛ سید رضا حسینی نیا؛ محمد مهدی رحمتی؛ هادی باقری
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ورزش در هویت بخشی زنان در ایران انجام گرفته است.روششناسی: این پژوهش با روش آمیخته اکتشافی انجام و در بخش کیفی از روش برساختگرا (چارمز) و در بخش کمی از معیارهای تصمیمگیری چند معیاره (دنپ فازی) استفاده شد. نمونه پژوهش در بخش کیفی تمام ورزشکاران در سطح آماتور، قهرمانی و حرفهای همچنین ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ورزش در هویت بخشی زنان در ایران انجام گرفته است.روششناسی: این پژوهش با روش آمیخته اکتشافی انجام و در بخش کیفی از روش برساختگرا (چارمز) و در بخش کمی از معیارهای تصمیمگیری چند معیاره (دنپ فازی) استفاده شد. نمونه پژوهش در بخش کیفی تمام ورزشکاران در سطح آماتور، قهرمانی و حرفهای همچنین مربیان تیمهای ملی و متخصصان علمی و دانشگاهی در حوزه مدیریت ورزشی و جامعهشناسی با تخصص در پژوهش ورزش زنان (تا رسیدن به اشباع نظری) و در بخش کمی 15 نفر از متخصصان آگاه با موضوع ورزش زنان و ورزشکاران حرفهای زن بودند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمهساختاریافته (کیفی) و پرسشنامه مقایسات زوجی دنپ فازی (کمی) بود.یافتهها: برآیند تحلیل 380 کد اولیه اصلی در این پژوهش، 41 کد متمرکز (مفهوم) بود که در نهایت به 9 مقوله اصلی تقلیل پیدا کردند. 8 مورد از این مقولات اصلی به عنوان عوامل اثرگذار بر هویتبخشی زنان استخراج شدند و سپس به روش دنپ فازی اولویتبندی شدند. نتایج نشان میدهد «کارکرد مربی» (0/1317) بیشترین تأثیر را در فرآیند هویتبخشی دارد و پس از آن «توانمندسازی زنان در زندگی از طریق ورزش» (0/1302)، «کلیشههای جنسیتی» (0.1293) «افزایش قدرت روانی زنان از طریق ورزش» (0/1287) در رتبههای بعدی و در ادامه «تبعیض جنسیتی» (0/1269)، «نگاه جنسیتی به رشتهها» (0/1212)، «مانعتراشی از طریق قوانین» (0/1177) و «سطح پایین سواد بدنی زنان» (0/1141) در رتبههای پایینتر قرار گرفتند.نتیجهگیری: فرآیند هویتبخشی زنان از طریق ورزش بیش از هر چیز تحت تأثیر عوامل حمایتی و توانمندسازی بهویژه نقش مربیان قرار دارد، در حالی که موانع ساختاری تبعیضهای جنسیتی اثر کمتری دارند. بنابراین، تقویت نقش مربیان، ارتقای فرصتهای توانمندساز ورزشی و اصلاح سیاستهای تبعیضآمیز میتواند مسیر هویتیابی زنان را تسهیل نماید.
مدیریت ورزش
زهره کریمی؛ علی محمد صفانیا؛ علی زارعی؛ حسین پورسلطانی؛ رضا نیک بخش
چکیده
هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل تابآوری سازمانی در سازمانهای ورزشی ایران بود.روششناسی: این پژوهش از نوع پژوهشهای ترکیبی یا آمیخته است که در سال 1399 انجام شد. در بخش کیفی از نظریه دادهبنیاد با رویکرد استراوس و کوربین و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان دانشگاهی در رشتههای علوم ورزشی و مدیران و ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل تابآوری سازمانی در سازمانهای ورزشی ایران بود.روششناسی: این پژوهش از نوع پژوهشهای ترکیبی یا آمیخته است که در سال 1399 انجام شد. در بخش کیفی از نظریه دادهبنیاد با رویکرد استراوس و کوربین و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان دانشگاهی در رشتههای علوم ورزشی و مدیران و کارشناسان ارشد و میانی با سابقه حداقل سه سال در سازمانهای ورزشی بودند که با استفاده از رویکرد نمونهگیری هدفمند در فرایند مصاحبه مشارکت کردند که طی مصاحبه با 20 نفر، پژوهش به اشباع اطلاعاتی رسید و نظریه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Maxqda12 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. نهایتاً مدل به دست آمده در میان جامعه ورزشی به تعداد 384 نفر مورد آزمون قرار گرفت و پس از برازش مدل با استفاده از نرمافزار Amos Graphics، مدل نهایی تابآوری سازمانی در سازمانهای ورزشی ایران بدست آمد.یافتهها: بیش از 300 کد مفهوم اولیه از مصاحبهها استخراج شد که پس از پالایش کدها و اخذ اعتبار به 104 کد تقلیل یافت و در قالب 34 مفهوم و 12 مقوله در چارچوب مدل پارادیمی شامل تابآوری سازمانی بهعنوان مقوله محوری و شرایط علی (برنامهریزی و اجرا، علل سیاسی، علل قانونی)، عوامل زمینهای (علل اقتصادی، نظام مدیریتی)، شرایط مداخلهای (نگرش اجتماعی، علل فرهنگی)، راهبردها (کنشهای مالی، رویکرد جامع) و پیامدها (کاهش ضررهای مالی، موفقیتهای ملی و بینالمللی، مزایای اجتماعی- فرهنگی) قرار گرفت.نتیجهگیری: نقش ورزش در کنترل و یا ارتقای بسیاری از مؤلفههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ثابت شده است و نتایج بیانگر اهمیت تابآوری در سازمانهای ورزشی کشور است که عدم توجه به آن بحرانزا بوده و بحران در حوزهی ورزش میتواند به بخشهای دیگر جامعه تسری یابد.
موضوعات اجتماعی در مدیریت ورزش
غلامرضا میرزامحمدی؛ وجیهه جوانی؛ فاطمه عبدوی
چکیده
هدف: پژوهش با هدف مطالعه تجربه زیسته هواداران از خشونت در استادیومهای فوتبال ایران انجام شد.روششناسی: پژوهش حاضر مطالعهای کیفی و از نظر هدف کاربردی که با استفاده از روش اسمیت و همکاران (2009) در پدیدارشناسی تفسیری جهت تجزیه و تحلیل انجام شده است. جامعه پژوهش شامل هوادارانی بودند که خشونت در فوتبال را از طریق تماشای فوتبال ...
بیشتر
هدف: پژوهش با هدف مطالعه تجربه زیسته هواداران از خشونت در استادیومهای فوتبال ایران انجام شد.روششناسی: پژوهش حاضر مطالعهای کیفی و از نظر هدف کاربردی که با استفاده از روش اسمیت و همکاران (2009) در پدیدارشناسی تفسیری جهت تجزیه و تحلیل انجام شده است. جامعه پژوهش شامل هوادارانی بودند که خشونت در فوتبال را از طریق تماشای فوتبال در استادیومها تجربه کردهاند. نمونهگیری به صورت هدفمند در دسترس از بین هواداران باشگاههای پرسپولیس، استقلال، سپاهان، تراکتور، نساجی مازندران و فولاد انتخاب شد. ملاک انتخاب شامل هوادارانی بود که حداقل در طول سال، پنج بازی تیم خود را در ورزشگاه تماشا کرده بودند و باشگاههایی انتخاب شد که هواداران آنها بیشترین آرای محرومیت را توسط کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال در سالهای اخیر داشتند. جهت گردآوری دادهها از مصاحبه عمیق و نیمهساختاریافته با 70 هوادار استفاده شد.یافتهها: بر اساس تحلیل دادههای کیفی تجربه زیسته هواداران از خشونت در استادیومهای فوتبال، در مجموع 55 مضمون، 14 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی شامل عوامل تشدیدکننده خشونت، منشأ خشونت، گونههای خشونت، و عوامل کاهنده خشونت، استخراج و طبقهبندی شدند.نتیجهگیری: تجربه زیسته هواداران از خشونت در استادیومهای فوتبال ایران، پدیدهای چندبعدی و ریشهدار است که این تجربیات نه تنها بر سلامت روانی و جسمانی افراد تأثیر منفی میگذارد، بلکه چرخهای از خشونت را در جامعه بازتولید میکند و موجب کاهش جذابیت فوتبال به عنوان یک ورزش ملی میشود. بنابراین، با کاربست تجربیات اندوخته هواداران میتوان به سمت سیاستگذاریهای پیشگیرانه حرکت کرد و پدیده مخرب خشونت را از ریشه کنترل نمود که این موضوع نه تنها به سلامت جامعه ورزشی کمک میکند، بلکه موجب تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج فرهنگ مثبت هواداری خواهد شد.
مدیریت و توسعه ورزش
محمدامین صیادی؛ نگین احمدی؛ ایرج مهدی زاده؛ امید فتح الهی
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل شاخصهای توانمندساز توسعه پایدار سالنهای ورزشی استان آذربایجانغربی با بهرهگیری از انرژیهای سبز بود.روششناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به روش کیفی بود. جامعه آماری پژوهش، اساتید دانشگاه در رشتههای مدیریت ورزشی، عمران، معماری و محیط زیست بودند که تجربه عملیاتی در اجرای اماکن ورزشی را داشتند و از ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل شاخصهای توانمندساز توسعه پایدار سالنهای ورزشی استان آذربایجانغربی با بهرهگیری از انرژیهای سبز بود.روششناسی: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی به روش کیفی بود. جامعه آماری پژوهش، اساتید دانشگاه در رشتههای مدیریت ورزشی، عمران، معماری و محیط زیست بودند که تجربه عملیاتی در اجرای اماکن ورزشی را داشتند و از میان آنها با 11 نفر مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شد. ابزار مورد استفاده نیز مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته بود. برای بررسی روایی پژوهش از روش اعتباریابی پاسخدهنده استفاده و مشخص شد که مضامین فراگیر، سازماندهنده و اصلی پژوهش حاضر با الگوی مفهومی بهدست آمده همخوانی داشت. برای بررسی پایایی پژوهش نیز اعتباریابی درونی نتایج پژوهش با دادههای گردآوری شده توسط افراد گروه کانون مرکزی تأیید شد. در نهایت مدل مفهومی مضمون نهایی پژوهش با بررسی و اظهار نظر افراد گروه کانون مرکزی پژوهش ارائه شد.یافتهها: نتایج نشان داد مهمترین مضامین فراگیر پژوهش دو مضمون: توانمندسازی نرمافزاری (منابع انسانی، آموزش، نگرش، اقتصاد و قانون و مقررات) و توانمندسازی سختافزاری (توانمندسازی کالبدی، فناورانه و زیست محیطی) بودند.نتیجهگیری: برای رسیدن به توسعه پایدار سالنهای ورزشی با انرژیهای سبز، قبل از هر چیز نیاز به نیروهای انسانی متخصصی هست که با دانش فناورانه و آموزش صحیح در جهت تغییر نگرش افراد برای استفاده بهینه از انرژی سبز در سالنهای ورزشی اقدام کنند و متعاقباً از حمایت قانونی برای افزایش کمیت و کیفیت بهرهگیری از انرژی سبز در اماکن ورزشی برخوردار شوند.
اقتصاد، بازاریابی و گردشگری ورزشی
سمر عطا جافر؛ رحیم رمضانی نژاد؛ نوشین بنار
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر الزامات هوشمندسازی بر توسعه خدمات و پایداری گردشگری ورزشی در اقلیم کردستان میباشد.روششناسی: این پژوهش از نظر اجرا کمی، از نظر هدف، کاربردی و بر حسب نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه گردشگران حاضر در مناطق گردشگری اقلیم کردستان بودند که به صورت نمونهگیری هدفمند و در دسترس ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر الزامات هوشمندسازی بر توسعه خدمات و پایداری گردشگری ورزشی در اقلیم کردستان میباشد.روششناسی: این پژوهش از نظر اجرا کمی، از نظر هدف، کاربردی و بر حسب نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه گردشگران حاضر در مناطق گردشگری اقلیم کردستان بودند که به صورت نمونهگیری هدفمند و در دسترس (223 نفر) انتخاب شدند و از پرسشنامه محقق ساخته با 71 سوال و سیستم پنج ارزشی طیف لیکرت، برای اندازهگیری و همچنین برای تحلیل دادهها و مدلسازی از نرمافزار PLS4 استفاده شد.یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد الزامات توسعه گردشگری ورزشی هوشمند (اقتصاد هوشمند، جامعه هوشمند، حمکرانی هوشمند و فناوریهای هوشمند) با ضریب اثر 0/93 بیشترین تاثیر را بر توسعه گردشگری ورزشی پایدار دارند؛ ضمنا خدمات گردشگری ورزشی هوشمند (تغذیه هوشمند، جذب هوشمند، حمل و نقل هوشمند، خرید هوشمند و پرداخت هوشمند) نیز با ضریب تاثیر 0/42 بر توسعه پایدار گردشگری ورزشی هوشمند اثر گذار است. در نهایت، مدل مفهومی پژوهش نیز تایید شد.نتیجهگیری: پیادهسازی الزامات هوشمندسازی گردشگری در هر چهارحوزه سطح کلان مانند حکمرانی، اجتماع، اقتصاد و فناوری، موجب توسعه گردشگری ورزشی پایدار خواهد شد و مدیران و نهادهای مسئول باید بسترهای هوشمندسازی را در این بخشها تقویت کنند تا خدمات هوشمند در گردشگری ورزشی بتواند بر توسعه گردشگری ورزشی اثرگذار باشند.
مدیریت و توسعه ورزش
فرزاد غفوری؛ جواد شهلائی باقری؛ سینا ظفری؛ پیام رئیسی
چکیده
هدف: هدف اصلی پژوهش امکانسنجی توسعه اکوتوریسم ورزشی (قایقرانی آبهای خروشان) در استان چهارمحال و بختیاری بود.روششناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و بر حسب نوع توصیفی از نوع تحلیلی بود. محققین در فاز کیفی پژوهش از 15 متخصص به روش گلولهبرفی مصاحبه نیمهساختاریافته انجام دادند. در فاز کمی پژوهش 370 نفر از گردشگران ورزشی فعال، مدیران ...
بیشتر
هدف: هدف اصلی پژوهش امکانسنجی توسعه اکوتوریسم ورزشی (قایقرانی آبهای خروشان) در استان چهارمحال و بختیاری بود.روششناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و بر حسب نوع توصیفی از نوع تحلیلی بود. محققین در فاز کیفی پژوهش از 15 متخصص به روش گلولهبرفی مصاحبه نیمهساختاریافته انجام دادند. در فاز کمی پژوهش 370 نفر از گردشگران ورزشی فعال، مدیران تورهای گردشگری، سازمان آبخیزبرداری و مدیریت گردشگری مشارکت داشتند و به روش نمونهگیری تمام شمار از کل جامعه آماری انتخاب شدند. به منظور جمعآوری دادههای پژوهش کمی از پرسشنامه محقق ساخته در ابعاد محدودکننده، جلبکننده، زیرساختی و سوقدهنده استفاده شد و با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS تجزیه تحلیل شدند.یافتهها: نتایج پژوهش در چارچوب مدل تحلیل عاملی نشان داد رابطه تمامی عوامل (سوقدهنده، جلبکننده و زیرساختی) نسبت به عامل امکانسنجی بیشترین تاثیر را بر توسعه گردشگری ورزشی دارند و از بار عامل مناسبی برخوردار بودند؛ ضمنا عامل محدودکننده بر امکانسنجی توسعه گردشگری ورزشی اثرگذار است و به درستی انتخاب شده است. بهطور کلی میانگین این عوامل (سوقدهنده، جلبکننده، زیرساختی و محدودکننده) بر امکانسنجی توسعه گردشگری ورزشی به شکل معناداری بالاتر از میانگین آزمون است و رابطه آنها با متغیر امکانسنجی تایید شد.نتیجهگیری: در مجموع میتوان گفت عوامل (زیرساختی، جلبکننده، سوقدهنده و محدودکننده) در وضعیت فعلی نقش بسزایی در توسعه گردشگری ورزشی در استان چهارمحال و بختیاری دارند، که همین موضوع امکان جذب گردشگران ورزشی را چهارمحال و بختیاری فراهم میآورد. بنابراین مسئولین و مدیران میراث فرهنگی و گردشگری اداره ورزش و جوانان با برپایی همایشها، ساخت و تجهیز اماکن اقامتی، هوایی و زمینی، راهاندازی شبکههای اینترنتی و نیروی انسانی متعهد بسترهای مناسبی را به توسعه روزافزون قایقرانی آبهای خروشان چهارمحال و بختیاری به وجود آورند.