رحیم رمضانی نژاد
چکیده
نظریه در علم میتواند مبنای تدریس/آموزش، پژوهش و عمل/اقدام باشد. تئوری باید اساس تدریس و وسیلهای باشد تا دانشآموختگان در محیط کار، تئوری را در عمل بکار گیرند؛ به ویژه اینکه تدریس در مقاطع تحصیلات تکمیلی باید تئوری محور باشد یا موضوعات درسی باید تئوریزه و با قالببندی ارائه شوند. استفاده از نظریه در تدریس، به ویژه در تحصیلات تکمیلی ...
بیشتر
نظریه در علم میتواند مبنای تدریس/آموزش، پژوهش و عمل/اقدام باشد. تئوری باید اساس تدریس و وسیلهای باشد تا دانشآموختگان در محیط کار، تئوری را در عمل بکار گیرند؛ به ویژه اینکه تدریس در مقاطع تحصیلات تکمیلی باید تئوری محور باشد یا موضوعات درسی باید تئوریزه و با قالببندی ارائه شوند. استفاده از نظریه در تدریس، به ویژه در تحصیلات تکمیلی موجب طرح سوالات و مسائل جدیدی در فرآیند نظریهپردازی و پژوهشهای گذشته میشود؛ و به دانشجویان این امکان را میدهد که از شناخت توصیفی پدیدهها فراتر روند و به درک عمیقتری از چگونگی، چرایی و زمان وقوع فعالیتها دست یابند؛ ضمنا به پژوهشگر در توسعه نظریههای بهتر کمک میکند. لذا، دانشجویان مدیریت ورزش باید بر دانش مبتنی بر تئوری مسلط باشند تا بتوانند درباره پدیدههای پیش روی این رشته، تفکر تحلیلی و انتقادی داشته باشند و باید روابط بین متغیرها را در مدیریت ورزش با کنکاش بیشتری توضیح دهند. بیش از آن که به دانشجویان فقط چگونگی عمل و بهترین نوع آن گفته شود باید آنها را در معرض تئوری در شرایط مختلف قرار داد تا بتوانند اتفاقات درون و بیرون سازمان ورزشی را توصیف، پیشبینی و کنترل کنند که تدریس مبتنی بر تئوری این کار را میسر میسازد. محققان توصیه میکنند که دانشجویان دکترای مدیریت باید مقالات تئوریک بنویسند در غیر این صورت، تئوریپردازی به یک هنر گم شده یا آموخته نشده تبدیل میشود.
از طرف دیگر، تدریس مبتنی بر تئوری و نقد تئوری، دیدگاه دانشجو را از پدیدههایی که در دنیای واقعی تجربه کرده است، توسعه میدهد. تدریس نظریهمحور، قوتها و ضعفهای موجود در موضوع را آشکار میسازد. مدرسان دورههای تحصیلات تکمیلی نیز باید از نتایج پژوهشهای خود در تدریس استفاده کنند. در این صورت، کاربرد تئوری میتواند اثربخشتر باشد اگر به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری قرار بگیرد؛ البته این کار در برنامههای درسی تحصیلات تکمیلی بسیار رایج است و این موضوع هم به دانشجو و هم استاد کمک میکند تا نظریهپردازی بیشتری در مدیریت ورزش داشته باشند. همچنین توانایی دانشجو را در تحلیل نظاممند یا چارچوببندی موضوعات چالشی مدیریت ورزش افزایش میدهد. شاید بتوانیم ادعا کنیم همانطور که پژوهش بدون چارچوب نظری یا مفهومی، عمیق و کیفی نخواهد بود؛ تدریس بدون چارچوب نیز انسجام و تعمیمپذیری نخواهد داشت.
بررسی کتابهای آموزشیای که تالیف و برای تدریس به دانشجویان معرفی میشوند، تا حدی بازتاب و نشاندهنده این موضوع است که چگونه محتوای آموزشی آنها در چارچوب و قالببندی مناسبی تنظیم شدهاند یا تا چه اندازه دربرگیرنده نظرات منسجم نویسنده و برخاسته از مطالعات قبلی، تجارب میدانی، مشاهدات و پژوهشهایش میباشد؛ اگر چه تجارب دورههای کارآموزی و کارورزی در برنامههای آموزشی به منظور استفاده از دانش و تئوری در عمل و کاربرد طراحی شدهاند، ولی انتقال و طرح تجارب آن دورهها به کلاس درس میتواند قالببندی موضوعات نظری و تئوریک را کاربردیتر سازد، به ویژه اینکه مدیریت ورزش نیاز بیشتری به این رویکرد دارد.
رحیم رمضانینژاد
چکیده
همزمان با شکلگیری سازمانهای علمی و حرفه ای در حوزه مدیریت ورزش مانند انجمن مدیریت ورزش آمریکای شمالی (1970، NASSM)، انجمن مدیریت ورزش اروپا (1993، EASM)، انجمن مدیریت ورزش استرالیا و نیوزلند (1995، SMAANZ)؛ انجمنهای دیگری نیز در آسیا (ASM)، آفریقا (AASM)، آمریکای لاتین (ALGEDE) و غیره شکل گرفتند و نشریات علمی مدیریت ورزش نیز رشد چشمگیری پیدا کردند. ...
بیشتر
همزمان با شکلگیری سازمانهای علمی و حرفه ای در حوزه مدیریت ورزش مانند انجمن مدیریت ورزش آمریکای شمالی (1970، NASSM)، انجمن مدیریت ورزش اروپا (1993، EASM)، انجمن مدیریت ورزش استرالیا و نیوزلند (1995، SMAANZ)؛ انجمنهای دیگری نیز در آسیا (ASM)، آفریقا (AASM)، آمریکای لاتین (ALGEDE) و غیره شکل گرفتند و نشریات علمی مدیریت ورزش نیز رشد چشمگیری پیدا کردند. اولین نشریه معروف مدیریت ورزش (1987، JSM) توسط انجمن مدیریت ورزش آمریکای شمالی به چاپ رسید که اکنون به بیش از 30 نشریه تخصصی مدیریت ورزش رسیده است، ضمنا پژوهشهای مدیریت ورزش در بیش از 100 نشریه مرتبط با مدیریت ورزش به چاپ میرسد نشریه خلاصه مقالات مدیریت ورزش (SMD) نیز با همکاری دانشگاه بینالمللی المپیک روسیه و انجمن جهانی مدیریت ورزش (WASM) به چاپ میرسد و در هر شماره، محتوای مقالات 10 نشریه برتر مدیریت ورزش را تحلیل میکند. این نشریه در جلد یک، شماره یک (2021) مدعی است که انجمن مدیریت ورزش آمریکای شمالی و تلاشهای چلادورای (2005) تاثیر بسیاری بر رشد دانش مدیریت ورزش گذاشته است. وی، استاد هندیالاصل مدیریت ورزش دانشگاههای آمریکا و کاناداست که به پاس قدردانی از تلاشهای او هر ساله جایزهای به نام "چلا" به محقق برتر مدیریت ورزش تعلق میگیرد.در ایران نیز حدود 22 نشریه تخصصی مدیریت ورزش، حدود 10 نشریه علوم ورزشی مرتبط با مدیریت ورزش و نشریات مرتبط غیر ورزشی بسیاری وجود دارد که پژوهشهای این حوزه را هم منتشر میکنند. مقالات بسیاری از سال 1389، محتوای این نشریات یا کل مقالات مدیریت ورزش را تحلیل کردهاند. جمعبندی روند پژوهشها در نشریات داخلی و خارجی نشان میدهد پژوهشهای مدیریت ورزش از رویکرد توصیفی به تئوریک (نظریه محور)، از ورزش مدارس و دانشگاهها به ورزش باشگاهها و سازمانهای غیرآموزشی، از روشهای کمی به روشهای کیفی، از ورزش آماتور به ورزشهای حرفهای، از ورزش مردان به موضوعات جنسیتی، نظریهپردازی و نظریهسازی (ساخت نظریه) تغییر جهت دادهاند. با توجه به این روند، به نظر میرسد محتوای آموزش مدیریت ورزش و حتی بدنه علمی آن، بر خلاف گذشته بر اساس نیازهای آموزشی و میدانی سازمانها و مشاغل ورزشی تعیین نمیشود؛ بلکه آینده این محتوا بیشتر توسط پژوهشهای کیفی، نظریهپردازی و نظریهسازی شکل میگیرد؛ ضمنا فقط از این طریق است که بدنه علمی این دانش، تقویت و جایگاه آن ارتقا مییابد و بهتر میتواند آن را از دیگر علوم ورزشی (مانند جامعه شناسی ورزش) و غیرورزشی (مانند مدیریت) متمایز سازد؛ و آن را از یک شبه حرفه به حرفهای تخصصی تبدیل نماید.
رحیم رمضانی نژاد
چکیده
بدنه علمی یا ساختار دانش میان رشتهای ورزش از طریق وامگیری علمی، استفاده از مبانی نظری سایر علوم و کاربردی ساختن آنها و در نهایت با روشهای مختلف پژوهش موفق بوده است. دهه 1970 و به ویژه 1980 میلادی را میتوان دوران تخصصی شدن رشتههای علوم ورزشی نامید. مدیریت ورزش نیز از رشتههای مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی بود و با رویکردی آموزشی، ...
بیشتر
بدنه علمی یا ساختار دانش میان رشتهای ورزش از طریق وامگیری علمی، استفاده از مبانی نظری سایر علوم و کاربردی ساختن آنها و در نهایت با روشهای مختلف پژوهش موفق بوده است. دهه 1970 و به ویژه 1980 میلادی را میتوان دوران تخصصی شدن رشتههای علوم ورزشی نامید. مدیریت ورزش نیز از رشتههای مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی بود و با رویکردی آموزشی، تربیتی و فلسفی شکل گرفت (مدیریت آموزشی)؛ ولی با تجاری شدن و حرفهای شدن ورزش، محتوای علمی و کاربردی آن بیشتر به عنوان صنعت و تجارت ورزشی مفهومسازی شد (مدیریت بازرگانی). به نظر میرسد در مسیر این تحول، چند چالش اساسی وجود دارد. چالش اول به آموزش و محتوای برنامههای درسی مرتبط است که باید ضمن حفظ رویکرد تربیتی همراه با رویکرد تجاری و رشد سازمان، مشاغل و رویدادهای مختلف به یادگیری همزمان دانش مدیریت ورزش و تجربه یا کارآموزی تقویت شود. موضوع دوم، پیروی از جهتگیری یا ترندهای پژوهشی و پژوهشهای کیفی و عمیق است؛ و چالش سوم، تخصصسازی مدیریت ورزش از طریق تئوریپردازی و تئوریزهسازی مسائل و موضوعات جهانی و بومی ورزش میباشد که در این سخن، فقط چالش آموزش بررسی شده است.در چالش اول، مدیریت ورزش هنگامی به سمت توسعه پیش میرود که با همکاری مشترک متخصصان رشتههای مرتبط و نزدیک، نیمرخ شایستگی برنامههای آموزش مدیریت ورزش را ارتقا دهد. تعامل با همه رشتهها و گرایشهای تخصصی در سطح فردی (همکاری افراد متخصص رشتههای مختلف) یا در سطح تدوین برنامههای آموزشی مشترک و نهایتا همکاری در پروژههای پژوهشی و کاربردی مشترک یک فرصت و نقطه قوت است تا با یک پیوند متعادل و اصولی و با استفاده از سایر علوم، بنیانی محکم برای مدیریت ورزش بنا کرد تا باعث ارتقا و پیشرفت هرچه بیشتر این رشته شود. بررسی برنامههای آموزشی نشان میدهد که این حرفه از حالت آموزشی و نظری خارج شده و به سمت امور تجاری تغییر یافته است. حتی بسیاری از پژوهشهای مدیریت ورزش در کشور از سطح مدارس و دانشگاهها یا ورزش همگانی و تفریحی بیشتر به سمت ورزش حرفهای، باشگاهها و کسب وکار ورزشی تغییر جهت دادهاند؛ حتی نظریهپردازی در حوزه بازاریابی ورزش بیشتر از دیگر حوزههای مدیریت ورزش است. ضمنا مدیران سازمانهای ورزشی با آموزش مدیریت ورزش فقط نصف راه را پیمودهاند و در صورتی موفق میشوند که بتوانند دانش و تجربه خود را به طور کاربردی در انواع سازمانها و برنامههای ورزشی بکار گیرند و همچنین پاسخگوی نیازهای شغلی متنوع در این حرفه باشند. با اینکه مدیران بسیاری به دلیل موفقیتهای شخصی در سایر فعالیتهای اجرایی یا سوابق درخشان ورزشکاری و مربیگری در مدیریت ورزش بکار گرفته شدهاند؛ ولی پیچیدگی صنعت ورزش، آموزش تخصصی را گریز ناپذیر کرده است. البته، تربیت حرفهای در مدیریت ورزش از مسئولیتهای اصلی دانشگاههاست، ولی نگرانیهایی، هم از نظر آموزشهای کاربردی و تخصصی و هم از نظر دستیابی به موقعیتهای شغلی و استفاده از این دانش در سازمانهای دولتی و خصوصی وجود دارد.از طرف دیگر، برنامه آموزش مدیریت ورزش باید به گونهای توسعه یابد که بتوان آن را از سایر رشتهها و گرایشهای مشابه تفکیک و متمایز نمود؛ چون وسعت مطالعاتی و تعامل آن با تاریخ، فلسفه، جامعه شناسی، روانشناسی و غیره هنوز یک مسأله اساسی است و راه حل آن نیز تخصصیسازی رشته مدیریت ورزش است و برای این که بدنه رشته، تخصصی شود محققان نیز باید در زمینههای علمی خاصی به آموزش تخصصی بپردازند و از ترند یا ترندهای خاصی در پژوهش پیروی و نظریهپردازی کنند. این تغییر باید از ما آغاز شود و اگر قرار است این رشته توسعه و تعمیق یابد، پس باید برای ترویج و تعمیق آن با یکدیگر و همکاران دیگر رشتهها همکاری کنیم. آمادگی حرفهای در این رشته از طریق آموزش کیفی، کسب تجربه، اشتغال و در نهایت حرفهای شدن بدست میآید و با حرفهای ماندن استمرار مییابد. صرف نظر، از حرفهها و مشاغلی که دانشجویان ممکن است به آن دست پیدا کنند یا دسترسی به آن مشاغل مشکل باشد، باید آموزش را جدی گرفت.
بهنام عاشقی؛ مهرعلی همتی نژاد؛ رحیم رمضانی نژاد
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، توصیف و تحلیلمحتوای مقالات نشریه مدیریت و توسعه ورزش دانشکده تربیت بدنی علوم ورزشی دانشگاه گیلان میباشد.روششناسی: جامعه پژوهش این مطالعه شامل 231 مقاله انتشار یافته در 20 شماره نشریه مذکور از ابتدا تا کنون میباشد.یافتهها: نتایج نشان داد که روش پژوهش اکثر مقالات کمی و اکثر نویسندگان مقالات نیز استادیار و ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر، توصیف و تحلیلمحتوای مقالات نشریه مدیریت و توسعه ورزش دانشکده تربیت بدنی علوم ورزشی دانشگاه گیلان میباشد.روششناسی: جامعه پژوهش این مطالعه شامل 231 مقاله انتشار یافته در 20 شماره نشریه مذکور از ابتدا تا کنون میباشد.یافتهها: نتایج نشان داد که روش پژوهش اکثر مقالات کمی و اکثر نویسندگان مقالات نیز استادیار و مرد بودهاند، بیشتر مقالات از منابع لاتین برای استناددهی استفاده نموده اند و هر مقاله به طور متوسط دارای 30 منبع میباشد و نزدیک به 60 درصد این منابع، مقالات میباشند . همچنین مدت زمان انتظار برای چاپ در صورت تایید از زمان دریافت مقاله نزدیک به 20 ماه میباشد، اکثر مقالات با همپژوهی 3 نویسنده انجام شده و بیشتر به گرایشهای بازاریابی ورزشی (23.81 درصد) ، برنامهریزی راهبردی (19.48 درصد) و رفتار سازمانی (16.02 درصد) اختصاص یافته است. همچنین از نظروابستگی سازمانی بیشتر نویسندگان به ترتیب از دانشگاه گیلان (17.06 درصد)، دانشگاه های آزاد اسلامی (13.35 درصد) و دانشگاه های پیامنور (7.57 درصد) بودند.نتیجهگیری: با توجه به اهداف نشریه، چاپ مقالات سطح کلان و مدیریت استراتژیک ورزش کشور باید نسبت به مقالات بازاریابی و رفتار سازمانی افزایش؛ و مدت انتظار چاپ مقاله کاهش یابد.
وحید حاجی حیدری؛ رسول نظری؛ ایمان یاستانی فر
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژیهای نهادینهشده در سیاستکلان اقتصاد مقاومتی در ورزش ایران با استفاده از طرح نظامدار نظریه داده بنیاد بود.روششناسی: شرکتکنندگان در پژوهش حاضر، متخصصان و صاحبنظران حوزه مدیریت ورزشی و اقتصاد بودند که از بین آنها 12نفر مدنظر قرارگرفتند. روش نمونهگیری پژوهش، روش نظری بود، به ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین استراتژیهای نهادینهشده در سیاستکلان اقتصاد مقاومتی در ورزش ایران با استفاده از طرح نظامدار نظریه داده بنیاد بود.روششناسی: شرکتکنندگان در پژوهش حاضر، متخصصان و صاحبنظران حوزه مدیریت ورزشی و اقتصاد بودند که از بین آنها 12نفر مدنظر قرارگرفتند. روش نمونهگیری پژوهش، روش نظری بود، به این صورت که دادهها در جریان پژوهش تکوین یافت و هر داده از تحلیل دادههای پیشین شکل گرفت.نمونهگیری تا رسیدن مقولهها به اشباع نظری ادامه یافت.ابزار پژوهش حاضر، مصاحبههای عمیق و اکتشافی بود. اعتبار یافتهها با روشهای تطبیق توسط اعضاء، بررسی همکار و مصاحبههای آزمایشی تعیین شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده گردید.یافتهها: پس از اتمام مصاحبهها فرایند کدگذاری با 193کد باز، 95 کد محوری و 73 کدانتخابی در قالب ابعاد 6گانه مدل پارادایمی شامل: موجبات علّی، مقولههای مرکزی، راهبردها، ویژگیهای زمینهای، شرایط مداخلهگر و پیامدها شناسایی شدند.نتیجهگیری: به طورکلی میتوان اذعان نمود که یکپارچهسازی مقولهها بر مبنای روابط موجود بین موجباتعلّی، عوامل محیطی، شرایط مداخلهگر و راهبردها حول محور نهادینهسازیاقتصاد مقاومتی در ورزش میتواند پیامدهای مثبتی در سطح کلان اقتصاد ایران داشته باشد.
افشار هنرور؛ مهدی خطیبزاده
دوره 3، شماره 2 ، آذر 1393، ، صفحه 33-47
چکیده
هدف: هدف این پژوهش پاسخگویی به این سؤال است که آیا مدیریت ورزشی، خود باید به طراحی آمیزه بازاریابی گردشگری ورزشی بپردازد؛ یا اینکه آمیزه بازاریابی از پیش طراحیشده را اجرا نماید. روششناسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است که به صورت پیمایشی انجامشده است. نمونه آماری پژوهش شامل 362 نفر از خبرگان و کارشناسان و صاحبنظران در زمینه ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش پاسخگویی به این سؤال است که آیا مدیریت ورزشی، خود باید به طراحی آمیزه بازاریابی گردشگری ورزشی بپردازد؛ یا اینکه آمیزه بازاریابی از پیش طراحیشده را اجرا نماید. روششناسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است که به صورت پیمایشی انجامشده است. نمونه آماری پژوهش شامل 362 نفر از خبرگان و کارشناسان و صاحبنظران در زمینه گردشگری ورزشی و گردشگران ورزشی داخلی و خارجی شرکتکننده در رویدادهای ورزشی به میزبانی تهران بودند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامۀ محقق ساختهای است که حاوی 24 سؤال از نوع مقیاس 5 رتبهای «لیکرت» است. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان مدیریت ورزشی و روایی سازه با بهرهگیری از تحلیل عاملی اکتشافی مورد تائید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش «آلفایکرونباخ» مورد بررسی قرار گرفت (Cronbach'sAlpha=0.775). برای تجزیه و تحلیل دادهها از بستۀ نرمافزاری19 SPSS به منظور انجام آمار توصیف و تحلیل عاملی اکتشافی و نرمافزار لیزرل برای انجام تحلیل عاملی تأییدی و مدلسازی معادله ساختاری (SEM) استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که شاخصهای برازش مدل تأثیر مدیریت ورزشی بر آمیزه بازاریابی گردشگری ورزشی بهتر از شاخصهای برازش مدل تأثیر آمیزه بازاریابی گردشگری ورزشی بر مدیریت ورزشی بود. در این مدل ضریب اثر رابطۀ بین مدیریت ورزشی و آمیخته بازاریابی گردشگری ورزشی 21/1 است. علاوه بر این، از میان متغیرهای مربوط به آمیخته بازاریابی گردشگری ورزشی شواهد فیزیکی بیشترین بار عاملی (84/0) را دارد. همچنین از عناصر مربوط به مدیریت ورزشی، عامل برگزاری مناسب رویداد بار عاملی (51/0) بیشتری دارد. نتیجهگیری: بر اساس نتایج میتوان گفت این مدیریت ورزش است که باید آمیزه بازاریابی گردشگری ورزشی را طراحی و سپس اجرا نماید. واژههای کلیدی: گردشگری ورزشی، آمیزه بازاریابی، مدیریت ورزش.