حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
مریم بشارتی مقدم؛ رحیم رمضانی نژاد؛ محمد مهدی رحمتی
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، تبیین کارکردهای مشروعیتبخش ورزش در حوزه سلامت بود.روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل دادهها طی شش مرحله شامل آشنایی با دادهها، شناسایی کلمات کلیدی، کدگذاری، توسعه تم، مفهومسازی و تدوین مدل مفهومی انجام گرفت. همچنین، روایی و پایایی پژوهش با استفاده از نظر ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش، تبیین کارکردهای مشروعیتبخش ورزش در حوزه سلامت بود.روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل دادهها طی شش مرحله شامل آشنایی با دادهها، شناسایی کلمات کلیدی، کدگذاری، توسعه تم، مفهومسازی و تدوین مدل مفهومی انجام گرفت. همچنین، روایی و پایایی پژوهش با استفاده از نظر متخصصان و محاسبه ضریب کاپای کوهن (۷/۰) تأیید شد.یافتهها: یافتهها در قالب ۹ مضمون اصلی سازماندهی شد که نشان میدهد مشروعیت ورزش در حوزه سلامت برساختهای پیچیده از تعامل عوامل گفتمانی، نهادی، پزشکی و ایدئولوژیک است. این مضامین عبارت بودند از کارکرد گفتمانی در برساخت اجتماعی-فرهنگی سلامت، کارکرد مصرفی و سبکزندگی با تبدیل ورزش به کالای سلامتمحور، کارکرد نهادی-ترویجی در بستر آموزش و فراغت، کارکرد اخلاقی-تعالیبخش از طریق ترویج خودمراقبتی و تزکیه، کارکرد پزشکی-علمی در مشروعیتبخشی به ورزش و ایجاد تعارضهای اخلاقی، کارکرد کنترل اجتماعی با تبدیل ورزش به پروژهای برای حکمرانی سلامت، کارکرد ایدئولوژیک-تمایزبخش که به بازتولید نابرابریها میانجامد، کارکرد اجتماعیسازی از طریق ایجاد شبکههای حمایتی و مدیریت جمعی سلامت، و در نهایت کارکرد عادیساز آسیب که فرهنگ تحمل درد و خطر را در ورزش نهادینه میکند.نتیجهگیری: مشروعیت ورزش در حوزه سلامت پدیدهای دوگانه و چندوجهی است. از یکسو، این مشروعیت از طریق نهادسازی، گفتمان پزشکی و سیاستگذاری سلامت تقویت می شود؛ و ورزش را به ابزاری توانمندساز برای ارتقای سلامت فردی و اجتماعی تبدیل میکند. از سوی دیگر، همین فرآیند میتواند به سازوکاری برای اعمال کنترل اجتماعی، تحمیل هنجارهای فرهنگی، بازتولید نابرابریها و ایجاد تعارضهای اخلاقی تبدیل شود.
زهرا محمدی؛ سارا کشکر؛ حبیب هنری؛ غلامعلی کارگر
چکیده
هدف: روند سالمندی جمعیت در دنیا چالشهای زیادی را پیش روی کشورها قرار خواهد داد. یکی از این چالشها پدیده تبعیض سنی است. هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت تبعیض سنی علیه سالمندان در ورزش بود.روششناسی: پژوهش حاضر پژوهشی کیفی و از نظر هدف بنیادی بود و با استفاده از روش گرندد تئوری مبتنی بر رویکرد نظاممند استراوس و کوربین (1997) انجام ...
بیشتر
هدف: روند سالمندی جمعیت در دنیا چالشهای زیادی را پیش روی کشورها قرار خواهد داد. یکی از این چالشها پدیده تبعیض سنی است. هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت تبعیض سنی علیه سالمندان در ورزش بود.روششناسی: پژوهش حاضر پژوهشی کیفی و از نظر هدف بنیادی بود و با استفاده از روش گرندد تئوری مبتنی بر رویکرد نظاممند استراوس و کوربین (1997) انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل سالمندان منتخب دارای تجربه تبعیض، متخصصان حوزههای مدیریت ورزش و تربیت بدنی، جامعهشناسی فرهنگی، سالمندی، پیریشناسی و روانشناسی بودند و 20 نفر به عنوان نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مصاحبه (اشباع نظری) جمعآوری شد. اعتبار دادهها براساس معیارهای پیشنهادی لینکولن و گوبا تأیید شد.یافتهها: با تجزیه و تحلیل مصاحبهها در ابتدا گزارههای مفهومی و سپس کدهای باز و کدهای محوری در قالب ابعاد ششگانه یعنی عوامل علی (7عامل)، زمینهای (4عامل)، مداخلهگر(5عامل)، راهبردها (4عامل)، پیامدها (4پیامد) و مقوله محوری مدیریت تبعیض سنی ارائه شدند.نتیجهگیری: اجرای الگوی ضدتبعیض سنی میتواند بهبود شرایط و فرصتهای ورزشی سالمندان را به همراه داشته باشد. این الگو شامل رویکردهای سیاستی، تشویق و حمایت، آگاهیبخشی و فرهنگسازی سازمانی است. با سیاستگذاری مناسب، توسعه فضاهای ورزشی عاری از تبعیض میسر خواهد بود که به افزایش کیفیت زندگی سالمندان کمک میکند.
رزگار پورمعروف؛ علی افروزه
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، بررسی میزان مشارکت گیمرهای ورزشهای الکترونیکی در فعالیتهای جسمانی و شناسایی عوامل موثر بر رفتار و تمایلات آنها نسبت به مشارکت در فعالیتهای بدنی بود.روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل گیمرهای نسل زد (متولدین سالهای 1373 تا 1388) ساکن ایران بودند که ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش، بررسی میزان مشارکت گیمرهای ورزشهای الکترونیکی در فعالیتهای جسمانی و شناسایی عوامل موثر بر رفتار و تمایلات آنها نسبت به مشارکت در فعالیتهای بدنی بود.روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل گیمرهای نسل زد (متولدین سالهای 1373 تا 1388) ساکن ایران بودند که در ورزشهای الکترونیکی بهصورت حرفهای یا تفریحی فعالیت داشتند و حداقل یک سال تجربه مرتبط در این حوزه را دارا بودند. این افراد بهصورت در دسترس از میان سکوهای گیمینگ، انجمنهای آنلاین، باشگاههای ورزشهای الکترونیکی و سایر اجتماعات مرتبط شناسایی شدند. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده و تعداد 408 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل دو پرسشنامه استاندارد شامل پرسشنامه تئوری رفتار برنامهریزیشده (شامل سنجش نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری درکشده و میل رفتاری)، پرسشنامه سودمندی و لذت درکشده (برای ارزیابی برداشت کاربران از ارزشها و تجربههای خوشایند حاصل از فعالیت بدنی) و پرسشنامه محققساخته مشارکت در فعالیتهای بدنی بود. بهمنظور تحلیل دادهها، از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) با نرمافزار PLS4 استفاده شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که متغیرهای کنترل رفتاری درکشده و هنجار ذهنی، تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل بازیکنان ورزشهای الکترونیکی برای مشارکت در فعالیتهای جسمانی دارند. همچنین نگرش مثبت بازیکنان نسبت به فعالیتهای بدنی، بهویژه زمانی که با لذت و سودمندی درکشده همراه است، نقش مهمی در تقویت میل رفتاری آنها ایفا میکند.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که برای افزایش مشارکت بازیکنان ورزشهای الکترونیکی در فعالیتهای جسمانی، توجه به عوامل روانشناختی مانند کنترل رفتاری درکشده، نگرش مثبت، و هنجارهای اجتماعی ضروری است. برنامهریزان حوزه ورزش و سلامت میتوانند با طراحی کمپینهای آگاهیبخشی جذاب و مبتنی بر فرهنگ بین نسلی، بر لذت و سودمندی فعالیتهای بدنی تأکید کرده و نگرش مثبت نسبت به این فعالیتها را تقویت کنند.
امیر حسام رحیمی؛ احمدعلی آصفی
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی مراحل بنیادی موثر بر نهادینه سازی فعالیت بدنی اوقات فراغت بود.روششناسی: روش انجام تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی و به روش میدانی اجرا گردید. جامعه آماری در بخش کیفی و کمی کلیه افرادی بودند که به مدت 5 سال فعالیت بدنی مداوم داشتند که با 16 نفر به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی تا رسیدن ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی مراحل بنیادی موثر بر نهادینه سازی فعالیت بدنی اوقات فراغت بود.روششناسی: روش انجام تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی و به روش میدانی اجرا گردید. جامعه آماری در بخش کیفی و کمی کلیه افرادی بودند که به مدت 5 سال فعالیت بدنی مداوم داشتند که با 16 نفر به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری در بخش کیفی مصاحبه شد و طبق جدول مورگان 384 نفر برای اجرای بخش کمی به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار تحقیق در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه حاصل از مصاحبه بود که روایی و پایایی آنها مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: یافتههای تحقیق نشان احساس نیاز یک مرحله زیربنایی موثر بر نهادینه کردن فعالیت بدنی اوقات فراغت بود که برای شکل گیری این مرحله هفت عامل شناسایی شد. نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاکی از این است که، افرادی که فعالیت بدنی اوقات فراغت در آنها نهادینه شده است، احساس نیاز به لذت، سلامتی، تفریح، موفقیت، توجه و برقراری ارتباط با دیگران، حضور و همراهی در گروه همسالان را عنصر اساسی و مهم در پرداختن مستمر به این رفتار مطلوب می دانند. بنابراین، با ایجاد شرایط مساعد و کمک به افراد برای شناخت نیازهای جسمی و روحی، زمینه قدم نهادن آنها در مسیر فعال بودن بدنی را فراهم نماییم و در نهایت به نهادینه شدن فعالیت بدنی اوقات فراغت در افراد و جامعه کمک کنیم.
مهربان پارسا؛ محمدرضا نیک نژاد؛ سید پویا رسولی نژاد
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه فعالیت بدنی با سلامت اجتماعی در بین مردم شهر تالش انجام شده است.روششناسی: در این پژوهش که به روش پیمایش انجام شد، 380 نفر از ساکنان شهر تالش به شیوه نمونهگیری خوشهای متناسب (PPS) انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، مقیاس فعالیت بدنی از سبک زندگی سلامت محور و سلامت اجتماعی کییز (1998) بود. اعتبار ابزار ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه فعالیت بدنی با سلامت اجتماعی در بین مردم شهر تالش انجام شده است.روششناسی: در این پژوهش که به روش پیمایش انجام شد، 380 نفر از ساکنان شهر تالش به شیوه نمونهگیری خوشهای متناسب (PPS) انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، مقیاس فعالیت بدنی از سبک زندگی سلامت محور و سلامت اجتماعی کییز (1998) بود. اعتبار ابزار به شیوه محتوایی و صوری تایید شد و ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 75/0، نشانگر مطلوبیت پایایی ابزار پژوهش بود.یافتهها: یافتهها نشان داد میانگین سلامت اجتماعی به طور معنیداری در بین مردان (08/38) بیشتر از زنان (58/36) و در بین افراد متأهل (53/37) بیشتر از افراد مجرد (35/37) بود (05/0 ≤ P). نمرات فعالیت بدنی در مردان (37/9 = Mو 101/2 =SD) به طور معنیداری بیشتر از زنان با (86/8 = Mو 855/1=SD) بود (05/0 ≤ P). بین فعالیت بدنی و سلامت اجتماعی و ابعاد آن رابطه مستقیم و معنیداری وجود داشت؛ به طوریکه با بیشتر شدن میزان فعالیت بدنی میزان سلامت اجتماعی و ابعاد آن نیز افزایش می یابد.نتیجه گیری: مطابق با یافته های این تحقیق می توان ادعا نمود که ترویج، تقویت و توسعه فعالیت بدنی افراد جامعه به سلامت اجتماعی بیشتر آن ها و در نتیجه جامعه ای سالم و بهنجار منجر خواهد شد.