حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
فاطمه هادی پور؛ شهرام شفیعی؛ حسین براخاص
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر تأثیر پیامدهای سیاسی و اقتصادی حضور بانوان در ورزشگاهها بر اعتبار فوتبال ایران با نقش میانجی جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی–همبستگی، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای بهصورت میدانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان ورزشی، مربیان، ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر تأثیر پیامدهای سیاسی و اقتصادی حضور بانوان در ورزشگاهها بر اعتبار فوتبال ایران با نقش میانجی جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بود.روششناسی: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی–همبستگی، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای بهصورت میدانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان ورزشی، مربیان، داوران، ورزشکاران و اعضای هیئت علمی دانشگاهها بود. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت جهت مدلسازی بهصورت غیر تصادفی و در دسترس انتخاب و تجزیهوتحلیل شد (101 نفر). ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامه پیامدهای سیاسی (10 سؤال)، پیامدهای اقتصادی (7 سؤال)، جریان رسانهای (6 سؤال)، دیپلماسی فرهنگی ورزشی (6 سؤال) و اعتبار فوتبال (14 سؤال) با طیف پنج ارزشی لیکرت بود. روایی محتوایی و صوری این ابزارها توسط خبرگان حوزه فوتبال و ورزش زنان و اساتید مدیریت ورزشی (11 نفر) و پایایی ترکیبی، روایی سازه، روایی همگرا و واگرا با استفاده از تحلیل عاملی تأیید شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس.پی.اس.اس و اسمارت پی ال اس 3 استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد پیامدهای سیاسی و اقتصادی حضور بانوان بر جریان رسانهای، دیپلماسی فرهنگی ورزشی و اعتبار فوتبال ایران اثر معنیداری داشتند. جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بر اعتبار فوتبال ایران اثر معنیداری داشتند و همچنین نتایج آزمون سوبل نشان داد پیامدهای سیاسی و اقتصادی از طریق جریان رسانهای و دیپلماسی فرهنگی ورزشی بر اعتبار فوتبال ایران اثر معنیداری دارند.نتیجهگیری: بر اساس یافتهها میتوان گفت اعتبار فوتبال ایران، نهتنها از عملکرد ورزشی، بلکه حاصل توانایی آن در مدیریت هوشمندانه ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حضور بانوان، بهرهگیری از قدرت رسانهها و بکارگیری دیپلماسی فعال میباشد و مجموعهای از عوامل همافزا هستند که به تثبیت و ارتقای جایگاه این ورزش در کشور و جهان میانجامد.
حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
مریم بشارتی مقدم؛ رحیم رمضانی نژاد؛ محمد مهدی رحمتی
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، تبیین کارکردهای مشروعیتبخش ورزش در حوزه سلامت بود.روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل دادهها طی شش مرحله شامل آشنایی با دادهها، شناسایی کلمات کلیدی، کدگذاری، توسعه تم، مفهومسازی و تدوین مدل مفهومی انجام گرفت. همچنین، روایی و پایایی پژوهش با استفاده از نظر ...
بیشتر
هدف: هدف این پژوهش، تبیین کارکردهای مشروعیتبخش ورزش در حوزه سلامت بود.روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل دادهها طی شش مرحله شامل آشنایی با دادهها، شناسایی کلمات کلیدی، کدگذاری، توسعه تم، مفهومسازی و تدوین مدل مفهومی انجام گرفت. همچنین، روایی و پایایی پژوهش با استفاده از نظر متخصصان و محاسبه ضریب کاپای کوهن (۷/۰) تأیید شد.یافتهها: یافتهها در قالب ۹ مضمون اصلی سازماندهی شد که نشان میدهد مشروعیت ورزش در حوزه سلامت برساختهای پیچیده از تعامل عوامل گفتمانی، نهادی، پزشکی و ایدئولوژیک است. این مضامین عبارت بودند از کارکرد گفتمانی در برساخت اجتماعی-فرهنگی سلامت، کارکرد مصرفی و سبکزندگی با تبدیل ورزش به کالای سلامتمحور، کارکرد نهادی-ترویجی در بستر آموزش و فراغت، کارکرد اخلاقی-تعالیبخش از طریق ترویج خودمراقبتی و تزکیه، کارکرد پزشکی-علمی در مشروعیتبخشی به ورزش و ایجاد تعارضهای اخلاقی، کارکرد کنترل اجتماعی با تبدیل ورزش به پروژهای برای حکمرانی سلامت، کارکرد ایدئولوژیک-تمایزبخش که به بازتولید نابرابریها میانجامد، کارکرد اجتماعیسازی از طریق ایجاد شبکههای حمایتی و مدیریت جمعی سلامت، و در نهایت کارکرد عادیساز آسیب که فرهنگ تحمل درد و خطر را در ورزش نهادینه میکند.نتیجهگیری: مشروعیت ورزش در حوزه سلامت پدیدهای دوگانه و چندوجهی است. از یکسو، این مشروعیت از طریق نهادسازی، گفتمان پزشکی و سیاستگذاری سلامت تقویت می شود؛ و ورزش را به ابزاری توانمندساز برای ارتقای سلامت فردی و اجتماعی تبدیل میکند. از سوی دیگر، همین فرآیند میتواند به سازوکاری برای اعمال کنترل اجتماعی، تحمیل هنجارهای فرهنگی، بازتولید نابرابریها و ایجاد تعارضهای اخلاقی تبدیل شود.
حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
محسن وحدانی؛ جمشید جلیلوند؛ نجمه رضاسلطانی
چکیده
هدف: با توجه به پیچیدگی مسائل حوزه تربیتبدنی و سلامت دانشآموزی و تعدد ذینفعان در این حوزه، گذار از الگوهای سنتی مدیریت به رویکردهای مشارکتی و شبکهای بهعنوان ضرورتی اجتنابناپذیر مطرح است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین راهبردهای توسعه حکمرانی همکارانه در معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش ایران بود.
روششناسی: ...
بیشتر
هدف: با توجه به پیچیدگی مسائل حوزه تربیتبدنی و سلامت دانشآموزی و تعدد ذینفعان در این حوزه، گذار از الگوهای سنتی مدیریت به رویکردهای مشارکتی و شبکهای بهعنوان ضرورتی اجتنابناپذیر مطرح است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین راهبردهای توسعه حکمرانی همکارانه در معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش ایران بود.
روششناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون بازتابی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با 20 نفر از مدیران، کارشناسان، اساتید و متخصصان حوزه تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش گردآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهای خبرگی انجام گرفت. تحلیل دادهها بر اساس الگوی ششمرحلهای براون و کلارک صورت پذیرفت و برای افزایش اعتبار یافتهها از راهبردهایی همچون مثلثسازی، بازبینی همتایان و بازبینی مشارکتکنندگان استفاده شد.
یافتهها: 12 مضمون اصلی و 138 مضمون فرعی شناسایی شد. مضامین اصلی شامل توسعه روابط عمومی و رسانه، مدیریت دانش، چارچوبهای راهبردی همکاری، سازوکارهای حکمرانی مشارکتی، اعتمادسازی، بسترسازی فناورانه، بسترهای حقوقی، سیاستگذاری مالی، انعطاف ساختاری، فرهنگ مشارکتی، توانمندسازی منابع انسانی و نظام پایش عملکرد بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد حکمرانی همکارانه در معاونت تربیتبدنی و سلامت مستلزم رویکردی چندبعدی و شبکهای است که همزمان ابعاد ساختاری، نهادی، فناورانه و فرهنگی را دربر گیرد. این پژوهش میتواند مبنایی برای بازطراحی سیاستها و تقویت همکاریهای بینسازمانی در حوزه تربیتبدنی و سلامت دانشآموزی فراهم آورد.
حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
محمد کشاورز؛ یونس محمدزاده؛ حسین دست برحق؛ محمد صادق افروزه
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بهبود سیاستگذاریهای ائتلافسازی در ورزش انجام گرفته است.روششناسی: پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای آمیخته بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان آگاه به موضوع پژوهش بودند و در بخش کمی شامل مدیران فدراسیونهای ورزشی کشور بودند. ابزار پژوهش شامل مصاحبههای نیمه ساختارمند و پرسشنامه مخصوص دیمتل بود ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بهبود سیاستگذاریهای ائتلافسازی در ورزش انجام گرفته است.روششناسی: پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای آمیخته بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان آگاه به موضوع پژوهش بودند و در بخش کمی شامل مدیران فدراسیونهای ورزشی کشور بودند. ابزار پژوهش شامل مصاحبههای نیمه ساختارمند و پرسشنامه مخصوص دیمتل بود که با توجه به اهداف و روش پژوهش، طراحی شده بود. برای شناسایی الگوی روابط علی میان متغیرهای مورد مطالعه از روش دیمتل استفاده شد.یافتهها: با توجه به نتایج پژوهش حاضر مشخص شد که متغیرهای تاثیرگذار بر ائتلافسازی در ورزش شامل بهبود انگارهها، آمایش و بومیگرایی، تصمیم سازی نخبگان، ساختارسازی و شاخص سازی، جنبههای قانونی، جریانهای مدیریتی، بهبود دانش میباشد. همچنین عوامل بهبود انگارهها و ساختارسازی و شاخص سازی به عنوان عوامل علی و سایر عوامل به عنوان عوامل معلولی مشخص شد.نتیجهگیری: تحلیل یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساختارسازی و شاخصسازی با وزن 0/237، به عنوان عامل تعیینکننده و تاثیرگذار اصلی در ائتلافسازی ورزشی شناخته شده است. سایر عوامل شناسایی شده مانند بهبود انگارهها، آمایش و بومیگرایی، تصمیمسازی نخبگان، جنبههای قانونی، جریانهای مدیریتی و بهبود دانش نیز در این فرآیند نقش دارند، اما تاثیر کمتری نسبت به عامل ساختارسازی و شاخصسازی ایفا میکنند. این یافتهها بر اهمیت توجه ویژه به بنیانهای ساختاری و معیارهای سنجش در تدوین سیاستهای ائتلافسازی در ورزش تاکید دارند.
حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
زهرا سبزی نژاد؛ مرتضی دوستی؛ فرزام فرزان؛ همایون عباسی
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی مفهومی برای شناسایی و تبیین عوامل کلیدی تعیینکننده مهاجرت ورزشکاران نخبه در ایران است.روششناسی: پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع پژوهش نیز جزو مطالعات کیفی بود که با استفاده از نظریه داده بنیاد به انجام رسید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل صاحبنظران، خبرگان، اساتید و مربیان ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی مفهومی برای شناسایی و تبیین عوامل کلیدی تعیینکننده مهاجرت ورزشکاران نخبه در ایران است.روششناسی: پژوهش حاضر توصیفی و به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع پژوهش نیز جزو مطالعات کیفی بود که با استفاده از نظریه داده بنیاد به انجام رسید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل صاحبنظران، خبرگان، اساتید و مربیان در زمینه موضوع این پژوهش میباشند. جهت نمونهگیری برای انجام مصاحبههای عمیق از روش نمونهگیری گلوله برفی استفاده شد. ابزار پژوهش مصاحبه بود که از 15 نفر به عمل آمد. روایی ابزار پژوهش(مصاحبه)، توسط مصاحبهشوندگان و سپس اساتید متخصص، مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد و برای سنجش پایایی از روش توافق درون موضوعی استفاده شد که مطابق این روش مقدار پایایی برابر با 0/81 بود. در راستای تجزیه و تحلیل دادهها از روش نظریه دادهبنیاد استفاده شد.یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر عوامل تعیین کننده در مهاجرت نخبگان ورزشی کشور شامل عوامل علی (جایگاه شغلی ضعیف در جامعه و سیستم مدیریتی ناکارآمد)، عوامل زمینهای (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی- اجتماعی)، عوامل مداخلهگر (ویژگیهای فردی و محیطی)، راهبردها (بهبود ساختار ورزش کشور و بهبود وضعیت اجتماعی جامعه) و در نهایت پیامدهای این پژوهش (افت کیفیت ورزش قهرمانی و کمبود الگوی ورزشی مناسب در جامعه) میباشد که این مقولهها خود شامل 20 مفهوم و چندین عامل یا کد باز هستند.نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، باید سیاستگذاریهای کلان و اقدامات موثری جهت ارتقای سطح کیفیت زندگی اجتماعی و حرفهای ورزشکاران نخبه صورت پذیرد تا روند مهاجرت نخبگان، کنترل و از خسارتهای مادی و معنوی این پدیده جلوگیری به عمل آید.
حکمرانی و سیاست گذاری در ورزش
محمد صادق افروزه؛ آمنه مهری؛ زهرا نیکنام
چکیده
هدف: استفاده از ورزش برای پرداختن به انواع مسائل اجتماعی از جمله صلح، به طور گسترده پذیرفته شده است. از این رو با افزایش محبوبیت و فراگیری ورزش در سطح جهان، موضوع ورزش و صلح در گفتمانهای علمی محققان بسیاری را مجذوب کرده است. هدف این پژوهش تحلیل موضوعی نقش ورزش در صلح جهانی بود.روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کیفی بود و با مرور نظاممند ...
بیشتر
هدف: استفاده از ورزش برای پرداختن به انواع مسائل اجتماعی از جمله صلح، به طور گسترده پذیرفته شده است. از این رو با افزایش محبوبیت و فراگیری ورزش در سطح جهان، موضوع ورزش و صلح در گفتمانهای علمی محققان بسیاری را مجذوب کرده است. هدف این پژوهش تحلیل موضوعی نقش ورزش در صلح جهانی بود.روششناسی: پژوهش حاضر از نوع کیفی بود و با مرور نظاممند اسناد انجام شد. محققان با بررسی مقالات در بازهی سالهای 2015-2021 تعداد 35 سند مرتبط با اهداف پژوهش انتخاب، کدگذاری و تحلیل کردند.یافتهها: از تحلیل اسناد 172 نشان؛ 25 مفهوم و 10 مقوله استخراج شد. بسترهای شناسایی شده برای توسعه صلح جهانی مبتنی بر ورزش شامل بودجه، ورزش تربیتی، فرهنگ، شایستگی، سیاست و مذهب، اجتماعات، بازدهی ورزش، قابلیتهای صلح، اثر بخشی و راهبری بود.نتیجهگیری: این یافتهها مبنایی را فراهم میکند که از طریق آن گامهای بعدی را برای محققان پیشنهاد کند. همچنین نتایج میتواند منجر به ادبیات قویتری در این زمینه شود و فقدان گفتمان در این حوزه را به چالش خواهد کشید.