سیروس جعفری ظفرابادی؛ سعید صادقی بروجردی؛ رضا صابونچی
چکیده
هدف: تبیین بهرهوری باشگاههای خصوصی استان لرستان مبتنی بر تمایز خدمات بود. روش تحقیق: روش پژوهش گرنددتئوری با رویکرد گلیزر میباشد. جامعه آماری صاحبنظران (اساتید مدیریت ورزشی) بودند. روش نمونهگیری هدفمند و معیار اشباع نظری در این روش به تعداد مصاحبهها پایان داد؛ نحوه گزینش نمونه در تکنیک نمونهگیری هدفمند از نوع گلولهبرفی/ ...
بیشتر
هدف: تبیین بهرهوری باشگاههای خصوصی استان لرستان مبتنی بر تمایز خدمات بود. روش تحقیق: روش پژوهش گرنددتئوری با رویکرد گلیزر میباشد. جامعه آماری صاحبنظران (اساتید مدیریت ورزشی) بودند. روش نمونهگیری هدفمند و معیار اشباع نظری در این روش به تعداد مصاحبهها پایان داد؛ نحوه گزینش نمونه در تکنیک نمونهگیری هدفمند از نوع گلولهبرفی/ شبکهای بود. یافتهها: در مرحله کدبندی باز 58 مفهوم استخراج شد. از بین این کدها زنجیره ارزش، شبکه ارزش و تحول سریع هر کدام با 9 فراوانی بیشترین میزان رجوع را به خود اختصاص دادند؛ در مرحله محوری 16 مقوله، دسترسی انحصاری، واسط مسلط، استاندارد اختصاصی، بازتعریف تجربه مشتری در ارتباط با باشگاه، یکپارچگی با مشتری، گستردگی افقی، هزینه پایین، تمایز، رسالت کسبوکار، دستورالعملهای اجرایی کسبوکار، ساختار صنعت، جایگاه رقابتی، اثربخشی، آماجیابی، نوآوری و دستورالعملهای اجرایی راهبردهای فرایندهای کسبوکار استخراج شد؛ در مرحله گزینشی 5 مقوله به نامهای پایبندسازی به سیستم، راهحل جامع مشتریان، بهترین محصول، دستورالعملهای اجرایی و فرایندهای انطباقی استخراج شد. نتیجهگیری: به منظور بهرهوری باشگاههای ورزشی خصوصی توجه به موارد مانند ارائه بهترین محصول، راهحل جامع مشتریان، پایبندسازی به سیستم، دستورالعملهای اجرایی و فرایندهای انطباقی از اهمیت اجرایی بالایی برخوردار است که باید بهطورجدی در راستای بهبود بهرهوری این باشگاهها مورد توجه قرار گیرد.
رضا اندام؛ سهیلا روح پرور
دوره 4، شماره 2 ، آذر 1394، ، صفحه 152-164
چکیده
هدف: هدف کلی پژوهش حاضر بررسی هوش اخلاقی مدیران و تعیین رابطة بین هوش اخلاقی مدیران با اثربخشی سازمانهای داوطلبی ورزشی در استان خراسانشمالی بود. روششناسی: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را مسئولان و اعضای هیأتهای ورزشی استان خراسانشمالی تشکیل دادند. با توجه به محدود بودن این افراد، نمونه برابر ...
بیشتر
هدف: هدف کلی پژوهش حاضر بررسی هوش اخلاقی مدیران و تعیین رابطة بین هوش اخلاقی مدیران با اثربخشی سازمانهای داوطلبی ورزشی در استان خراسانشمالی بود. روششناسی: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را مسئولان و اعضای هیأتهای ورزشی استان خراسانشمالی تشکیل دادند. با توجه به محدود بودن این افراد، نمونه برابر جامعه در نظر گرفته شد (n=N). بدین منظور 184 نفر (59 نفر از مدیران و 125 نفر از اعضای هیأتهای ورزشی) پرسشنامههای ویژگیهای فردی، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2011) و اثربخشی سازمانی عیدی (1391) را تکمیل کردند. روایی پرسشنامهها با بهرهگیری از نظرهای اصلاحی استادان مدیریت ورزشی، مدیران و اعضای هیأتهای ورزشی به دست آمد و پایایی آنها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 90/0 و 92/0 تعیین گردید. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی (آزمون کالموگراف-اسمیرنوف، ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون یومنویتنی و کروسکالوالیس) در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که بین هوش اخلاقی مدیران با اثربخشی هیأتهای ورزشی (02/0 ,p=19/0r=) رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، بین میانگین نمرههای هوش اخلاقی مدیران و متغیرهای جمعیت شناختی تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: با توجه به رابطه معنیدار مثبت بین هوش اخلاقی و اثربخشی سازمانهای داوطلبی، بر ضرورت توجه به هوش اخلاقی مدیران بهمنظور اثربخشی بهتر سازمان تأکید نموده است.