رحیم رمضانی نژاد
چکیده
بدنه علمی یا ساختار دانش میان رشتهای ورزش از طریق وامگیری علمی، استفاده از مبانی نظری سایر علوم و کاربردی ساختن آنها و در نهایت با روشهای مختلف پژوهش موفق بوده است. دهه 1970 و به ویژه 1980 میلادی را میتوان دوران تخصصی شدن رشتههای علوم ورزشی نامید. مدیریت ورزش نیز از رشتههای مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی بود و با رویکردی آموزشی، ...
بیشتر
بدنه علمی یا ساختار دانش میان رشتهای ورزش از طریق وامگیری علمی، استفاده از مبانی نظری سایر علوم و کاربردی ساختن آنها و در نهایت با روشهای مختلف پژوهش موفق بوده است. دهه 1970 و به ویژه 1980 میلادی را میتوان دوران تخصصی شدن رشتههای علوم ورزشی نامید. مدیریت ورزش نیز از رشتههای مرتبط با علوم انسانی و اجتماعی بود و با رویکردی آموزشی، تربیتی و فلسفی شکل گرفت (مدیریت آموزشی)؛ ولی با تجاری شدن و حرفهای شدن ورزش، محتوای علمی و کاربردی آن بیشتر به عنوان صنعت و تجارت ورزشی مفهومسازی شد (مدیریت بازرگانی). به نظر میرسد در مسیر این تحول، چند چالش اساسی وجود دارد. چالش اول به آموزش و محتوای برنامههای درسی مرتبط است که باید ضمن حفظ رویکرد تربیتی همراه با رویکرد تجاری و رشد سازمان، مشاغل و رویدادهای مختلف به یادگیری همزمان دانش مدیریت ورزش و تجربه یا کارآموزی تقویت شود. موضوع دوم، پیروی از جهتگیری یا ترندهای پژوهشی و پژوهشهای کیفی و عمیق است؛ و چالش سوم، تخصصسازی مدیریت ورزش از طریق تئوریپردازی و تئوریزهسازی مسائل و موضوعات جهانی و بومی ورزش میباشد که در این سخن، فقط چالش آموزش بررسی شده است.در چالش اول، مدیریت ورزش هنگامی به سمت توسعه پیش میرود که با همکاری مشترک متخصصان رشتههای مرتبط و نزدیک، نیمرخ شایستگی برنامههای آموزش مدیریت ورزش را ارتقا دهد. تعامل با همه رشتهها و گرایشهای تخصصی در سطح فردی (همکاری افراد متخصص رشتههای مختلف) یا در سطح تدوین برنامههای آموزشی مشترک و نهایتا همکاری در پروژههای پژوهشی و کاربردی مشترک یک فرصت و نقطه قوت است تا با یک پیوند متعادل و اصولی و با استفاده از سایر علوم، بنیانی محکم برای مدیریت ورزش بنا کرد تا باعث ارتقا و پیشرفت هرچه بیشتر این رشته شود. بررسی برنامههای آموزشی نشان میدهد که این حرفه از حالت آموزشی و نظری خارج شده و به سمت امور تجاری تغییر یافته است. حتی بسیاری از پژوهشهای مدیریت ورزش در کشور از سطح مدارس و دانشگاهها یا ورزش همگانی و تفریحی بیشتر به سمت ورزش حرفهای، باشگاهها و کسب وکار ورزشی تغییر جهت دادهاند؛ حتی نظریهپردازی در حوزه بازاریابی ورزش بیشتر از دیگر حوزههای مدیریت ورزش است. ضمنا مدیران سازمانهای ورزشی با آموزش مدیریت ورزش فقط نصف راه را پیمودهاند و در صورتی موفق میشوند که بتوانند دانش و تجربه خود را به طور کاربردی در انواع سازمانها و برنامههای ورزشی بکار گیرند و همچنین پاسخگوی نیازهای شغلی متنوع در این حرفه باشند. با اینکه مدیران بسیاری به دلیل موفقیتهای شخصی در سایر فعالیتهای اجرایی یا سوابق درخشان ورزشکاری و مربیگری در مدیریت ورزش بکار گرفته شدهاند؛ ولی پیچیدگی صنعت ورزش، آموزش تخصصی را گریز ناپذیر کرده است. البته، تربیت حرفهای در مدیریت ورزش از مسئولیتهای اصلی دانشگاههاست، ولی نگرانیهایی، هم از نظر آموزشهای کاربردی و تخصصی و هم از نظر دستیابی به موقعیتهای شغلی و استفاده از این دانش در سازمانهای دولتی و خصوصی وجود دارد.از طرف دیگر، برنامه آموزش مدیریت ورزش باید به گونهای توسعه یابد که بتوان آن را از سایر رشتهها و گرایشهای مشابه تفکیک و متمایز نمود؛ چون وسعت مطالعاتی و تعامل آن با تاریخ، فلسفه، جامعه شناسی، روانشناسی و غیره هنوز یک مسأله اساسی است و راه حل آن نیز تخصصیسازی رشته مدیریت ورزش است و برای این که بدنه رشته، تخصصی شود محققان نیز باید در زمینههای علمی خاصی به آموزش تخصصی بپردازند و از ترند یا ترندهای خاصی در پژوهش پیروی و نظریهپردازی کنند. این تغییر باید از ما آغاز شود و اگر قرار است این رشته توسعه و تعمیق یابد، پس باید برای ترویج و تعمیق آن با یکدیگر و همکاران دیگر رشتهها همکاری کنیم. آمادگی حرفهای در این رشته از طریق آموزش کیفی، کسب تجربه، اشتغال و در نهایت حرفهای شدن بدست میآید و با حرفهای ماندن استمرار مییابد. صرف نظر، از حرفهها و مشاغلی که دانشجویان ممکن است به آن دست پیدا کنند یا دسترسی به آن مشاغل مشکل باشد، باید آموزش را جدی گرفت.
اقتصاد، بازاریابی و گردشگری ورزشی
فاطمه سعیدی؛ نوشین بنار؛ سید رضا میر عسکری
چکیده
هدف: پژوهش حاضر از طریق ترکیب تحقیقات پیشین با هدف واکاوی موانع اشتغال در بازارکار ورزش ایران با تأکید بر محیط کلان انجام شده بود.روششناسی: این پژوهش از نوع کیفی با رویکرد فراترکیب و به روش تحلیل محتوای کیفی اجرا شده بود. جامعه آماری کلیه مطالعات داخلی انجام شده در بازه زمانی بین سالهای 1380 تا 1402 بود. در این راستا 580 پژوهش در زمینه ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر از طریق ترکیب تحقیقات پیشین با هدف واکاوی موانع اشتغال در بازارکار ورزش ایران با تأکید بر محیط کلان انجام شده بود.روششناسی: این پژوهش از نوع کیفی با رویکرد فراترکیب و به روش تحلیل محتوای کیفی اجرا شده بود. جامعه آماری کلیه مطالعات داخلی انجام شده در بازه زمانی بین سالهای 1380 تا 1402 بود. در این راستا 580 پژوهش در زمینه موضوع مورد نظر ارزیابی و در نهایت 31 مقاله به صورت هدفمند انتخاب گردید و با استفاده از الگوی هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو، یافتههای پژوهش پیشین مرتبط با اهداف پژوهش، بررسی، تجمیع، ترکیب و تفسیر شد. با استفاده از روش کدگذاری تعداد 21 مضمون فرعی و 5 مضمون اصلی شناسایی شدند.یافتهها: بر اساس یافتهها، موانع محیط کلان اشتغال در بازارکار ورزش در 5 مضمون موانع اقتصادی، موانع فرهنگی و اجتماعی، موانع سیاسی، موانع دانش و فناوری، موانع قانونی و حقوقی طبقهبندی شده است.نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که توسعه اشتغال در ورزش ایران با موانع متعددی در محیط کلان روبرو است. برای غلبه بر این چالشها، اتخاذ رویکردی جامع و بلندمدت توسط سیاستگذاران، مدیران و فعالان اقتصادی این حوزه ضروری است. با درک عمیقتر از موانع محیط کلان، میتوان سیاستها و استراتژیهای مؤثرتری برای ارتقای اشتغال در بازار کار ورزش تدوین کرد. این سیاستها میتوانند شامل اصلاحات اقتصادی، بهبود روابط سیاسی، حمایتهای اجتماعی، پیشرفت فناوری و تغییرات قانونی باشند. اجرای این اقدامات، میتواند به ایجاد فرصتهای شغلی جدید و پایدار در ورزش ایران منجر شود.
مدیریت و توسعه ورزش
رسول آزادی؛ فریبا عسکریان؛ فاطمه عبدوی؛ حمید قاسمی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تاثیر رسانههای اجتماعی در توسعه کسبوکارهای ورزشی انجام گرفته است.روششناسی: پژوهش حاضر با روش آمیخته اکتشافی انجام و در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۷ نفر از اساتید و فعالان کسبوکارهای ورزشی (تا ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تاثیر رسانههای اجتماعی در توسعه کسبوکارهای ورزشی انجام گرفته است.روششناسی: پژوهش حاضر با روش آمیخته اکتشافی انجام و در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۷ نفر از اساتید و فعالان کسبوکارهای ورزشی (تا رسیدن به اشباع نظری) و در بخش کمی ۴۱۷ نفر از اساتید، دانشجویان و فارغالتحصیلان مدیریت و بازاریابی ورزشی بودند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمهساختاریافته (کیفی) و پرسشنامه ۳۶ سوالی محققساخته (کمی) بود که روایی صوری و سازه آن تأیید شد و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ 91 درصد تعیین شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS نسخه 24 انجام گرفت.یافتهها: در مرحله کیفی، 116 کد باز استخراج شد که در 8 متغیر اصلی شامل، بازاریابی آنلاین، عامل مدیریتی، ماهیت رسانههای اجتماعی، عامل ساختاری، عامل حقوقی، عامل فرهنگی و اجتماعی، منابع مالی و منابع انسانی دستهبندی شدند. در بخش کمی، یافتهها نشان داد که بهجز عامل حقوقی و منابع مالی، سایر متغیرها تأثیر معنیداری بر توسعه کسبوکارهای ورزشی دارند. اولویتبندی این متغیرهای مؤثر به ترتیب شامل ماهیت رسانههای اجتماعی، عامل ساختاری، بازاریابی آنلاین، عامل مدیریتی، عامل فرهنگی و اجتماعی و عامل منابع انسانی است.نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که رسانههای اجتماعی بهعنوان ابزاری قدرتمند، در توسعه کسبوکارهای ورزشی نقش کلیدی دارند. بر این اساس، توصیه میشود مدیران ورزشی و استارتآپهای این حوزه با تمرکز بر اولویتهای شناساییشده، استراتژیهای دیجیتال خود را بازنگری و بهینهسازی کنند تا مزیت رقابتی پایدار به دست آورند.
رسول طریقی؛ سیدمحمد حسین رضوی
چکیده
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی مدل مدیریت ریسک زنجیره تأمین پایدار صنعت باشگاهداری فوتبال ایران بود.روششناسی: روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیات علمی دانشگاه (60 نفر)، مدیران باشگاههای فوتبال (22 نفر) و خبرگان آگاه و متخصص به مفهوم زنجیره تأمین پایدار (18 نفر) بودند. روش نمونهگیری ...
بیشتر
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی مدل مدیریت ریسک زنجیره تأمین پایدار صنعت باشگاهداری فوتبال ایران بود.روششناسی: روش پژوهش حاضر همبستگی و از نوع کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل اعضای هیات علمی دانشگاه (60 نفر)، مدیران باشگاههای فوتبال (22 نفر) و خبرگان آگاه و متخصص به مفهوم زنجیره تأمین پایدار (18 نفر) بودند. روش نمونهگیری به صورت غیرتصادفی در دسترس هدفمند و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل 9 عامل و 87 گویه بود که با استفاده از کدهای حاصل از مصاحبه بخش کیفی و مطالعات کتابخانه ای و متناظر با طیف 5 ارزشی لیکرت تنظیم شد و روایی آن توسط ده تن از اساتید مدیریت ورزشی کشور و پایایی آن توسط آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از آزمون حداقل مربعات جزئی استفاده شد.یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، ریسکهای پیش روی زنجیره تامین پایدار صنعت باشگاهداری فوتبال ایران شامل عواملی از قبیل ریسکهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بازار، سیاستها و قوانین، زیرساختها و فناوری، مدیریت داخلی، محیط زیستی و فرآیندهای تأمین عملیات میباشد که میتواند مخاطرات قابل توجهی در فرآیند تولید محصول نهایی باشگاهها یا همان رویداد ورزشی ایجاد نماید.نتیجهگیری: با توجه به نتایج این پژوهش به مدیران باشگاههای فوتبال کشور پیشنهاد میشود با آگاهی از ریسکهای شناسایی شده از وقوع احتمالی مخاطراتی جلوگیری به عمل آورند که موجب ایجاد تنش و بی ثباتی در سازمان میشود.
سیدمهدی سید باقری؛ رسول نوروزی سید حسینی؛ مرجان صفاری؛ اسماعیل شریفیان
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل اثرگذار بر گسترش اقتصاد زیرزمینی در فوتبال حرفهای ایران بود.روششناسی: روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. جامعه آماری پژوهش تمامی افراد آگاه و درگیر در مباحث اقتصادی فوتبال بود که به روش نمونهگیری گلوله برفی(نوع خطی) انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه عمیق و نیمهساختاریافته با 12 نفر ...
بیشتر
هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل اثرگذار بر گسترش اقتصاد زیرزمینی در فوتبال حرفهای ایران بود.روششناسی: روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. جامعه آماری پژوهش تمامی افراد آگاه و درگیر در مباحث اقتصادی فوتبال بود که به روش نمونهگیری گلوله برفی(نوع خطی) انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه عمیق و نیمهساختاریافته با 12 نفر از صاحبنظران جمعآوری شد.یافتهها: نتایج تحلیل مضمون شامل ده مضمون اصلی گسترشدهنده اقتصاد زیرزمینی در فوتبال ایران شامل 1. نظاممند نبودن بازار شرطبندی 2. مستعد بودن فوتبال برای پولشویی 3. ضعف سیستم و فرهنگ مالیاتی در ورزش 4. ضعف قوانین و تشدید ممنوعیتها 5. سیاستهای معیوب اقتصادی 6. ناکارآمدی ساختاری- سازمانی در فوتبال 7. ضعف مدیریتی در فوتبال 8. دخالت دولت و رانتهای دولتی 9. فساد و عدم اراده مبارزه با آن؛ و 10. کژ کارکردی نهادی بودند که در 4 بعد اصلی فرهنگی، حقوقی، سیاسی_اقتصادی و ساختاری_سازمانی قرار گرفتند. نتیجهگیری: برای کاهش اقتصاد زیرزمینی در صنعت ورزش و بهخصوص فوتبال باید از نظام اداری و مدیریتی فوتبال سیاستزدایی شود و دخالتهای دولت در این حوزه به حداقل رسد؛ همچنین ضمن توسعه فرهنگ مالیاتی، سیستم مالیات ستانی با توجه به ویژگیهای خاص فوتبال تدوین گردد و با فراهم کردن بستر خصوصیسازی در فوتبال امکان رقابت آزاد ایجاد شود.
پرویز رستم زاده؛ زینب یادگار
چکیده
هدف: در پژوهش حاضر جایگاه صنعت ورزش در اقتصاد کشور ایران و ارتباط آن با سایر فعالیتهای اقتصادی بررسی میشود.روششناسی: مطالعه حاضر از نظر روش، تحلیلی و توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. روش جمعآوری دادهها در این مطالعه به صورت کتابخانهای است و با روش تحلیل شبکههای پیچیده به بررسی جایگاه صنعت ورزش در اقتصاد ایران پرداخته میشود. ...
بیشتر
هدف: در پژوهش حاضر جایگاه صنعت ورزش در اقتصاد کشور ایران و ارتباط آن با سایر فعالیتهای اقتصادی بررسی میشود.روششناسی: مطالعه حاضر از نظر روش، تحلیلی و توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. روش جمعآوری دادهها در این مطالعه به صورت کتابخانهای است و با روش تحلیل شبکههای پیچیده به بررسی جایگاه صنعت ورزش در اقتصاد ایران پرداخته میشود. گرهها در این شبکه نشان دهنده فعالیتهای اقتصادی و وزن یالهایی که گرهها را بهم متصل میکند مطابق با ارتباط داده و ستانده میان فعالیتهای اقتصادی در جدول داده- ستانده تعیین میگردد و سپس با استفاده از معیارهای مرکزیت به بررسی جایگاه صنعت ورزش در اقتصاد ایران پرداخته میشود.یافتهها: مطابق با نتایج به دست آمده صنعت ورزش رتبه 1 را برای مرکزیت بینابینی و رتبه 2 را برای نزدیکی ورودی به خود اختصاص داده است. نتایج نشان دهنده این است که املاک و مستغلات بیشترین تاثیرگذاری را بر صنعت ورزش و بخش آموزش بیشترین تاثیرپذیری را از صنعت ورزش دارند.نتیجهگیری: مطابق با رتبه به دست آمده برای مرکزیت بینابینی تعداد صنایع بیشتری برای ارتباط سریعتر با یکدیگر به صنعت ورزش نیاز دارند. رتبه نزدیکی ورودی صنعت ورزش نیز نشان دهنده این است که صنعت ورزش در مدت زمان کمتری میتواند از بقیه صنعتها نهاده بگیرد. تاثیر پذیری صنعت ورزش از املاک و مستغلات به دلیل استفاده از سالنها و زمینها برای ورزشهای مختلف است. تاثیرگذاری ورزش بر آموزش نیز نشان دهنده نقش مهم ورزش در ارتقای سرمایه انسانی است.
نرگس بنکدار؛ رسول نظری
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی عوامل موثر بر تجاری سازی ورزش انجام شد.روششناسی: روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از طرح نظاممند نظریۀ داده بنیاد انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته استفاده شد و تجزیه وتحلیل اطلاعات به روش گلیزری انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی عوامل موثر بر تجاری سازی ورزش انجام شد.روششناسی: روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از طرح نظاممند نظریۀ داده بنیاد انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته استفاده شد و تجزیه وتحلیل اطلاعات به روش گلیزری انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و فعالان حوزه اقتصاد ورزشی بودند که تعداد مورد نظر به شکل غیراحتمالی و با بهره گیری از تکنیکهای هدفمند نظری و گلوله برفی انتخاب شد. استدر این پژوهش از 14 نفر مصاحبه به عمل آمد و از مصاحبه 11 به بعد تکرار در دادههای دریافتی مشاهده و در مصاحبه 13 به اشباع رسید. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای کیفی از روش کدگذاری سه مرحلهای باز، محوری و انتخابی استفاده شد. پایایی و روایی از طریق درصد توافق درون موضوعی و تایید گروه آماری و مصاحبه شونده ها مورد تایید قرار گرفت.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد عوامل مختلفی نظیر عوامل فرهنگی، عوامل سازمانی، عوامل اجتماعی، عوامل قانونی و عوامل ساختاری بر تجاری سازی ورزش اثر دارد. نتیجهگیری: به طور کلی باید اذعان نمود در سیاستهای مدیران سازمان های ورزشی این عوامل باید به طور ویژه مورد توجه قرار گیرند.
عباس فرهمندمهر؛ فریده شریفی فر؛ رضا نیک بخش
چکیده
هدف: هدف از این پژوهش طراحی و تبیین چارچوب اکوسیستم کارآفرینی در صنعت ورزش کشور بود.روششناسی: روش تحقیق از نوع کیفی نظاممند بود. جامعه آماری شامل اساتید، مدیران، صاحبان کسب و کار، کارآفرینان و مشاوران حوزه صنعت ورزش، مخترعین، و نوآوران در خدمات و تولیدات ورزشی بود. نمونه آماری به صورت غیرتصادفی، هدفمند و دردسترس بر مبنای میزان ...
بیشتر
هدف: هدف از این پژوهش طراحی و تبیین چارچوب اکوسیستم کارآفرینی در صنعت ورزش کشور بود.روششناسی: روش تحقیق از نوع کیفی نظاممند بود. جامعه آماری شامل اساتید، مدیران، صاحبان کسب و کار، کارآفرینان و مشاوران حوزه صنعت ورزش، مخترعین، و نوآوران در خدمات و تولیدات ورزشی بود. نمونه آماری به صورت غیرتصادفی، هدفمند و دردسترس بر مبنای میزان ارتباط با موضوع و اعتبار علمی انتخاب و نظرخواهی شد. ابزار پژوهش شامل سه ابزار؛ مطالعه کتابخانهای، مصاحبه اکتشافی نیمه هدایت شده و تکنیک دلفی دو مرحلهای بود. روایی هر یک از ابزارهای پژوهش براساس اعتبار نمونه مراجعه شده و ضریب توافق بین متخصصان و خبرگان مورد تأیید قرار گرفت.یافتهها: پس از تحلیل دادههای گردآوری شده از روشهای کدگذاری و چارچوببندی و تحلیل ساختاری و نظاممند، عوامل اصلی در ایجاد اکوسیستم کارآفرینی در ورزش شناسایی گردید و در نهایت شش حیطهی اصلی شامل: محیط کارآفرینانه؛ سرمایههای انسانی؛ رهبری کارآفرینانه؛ اماکن، لوازم و خدمات ورزشی؛ تأمین مالی؛ و زیرساختهای کارآفرینی بود. درنهایت با استفاده از روش دلفی دو مرحلهای چارچوب اکوسیستم کارآفرینی در ورزش طراحی و تبیین گردید.نتیجهگیری: با توجه به اینکه تعریف و تغییر ساختار یکی از پاسخهای سازمانها و سیستمها به تغییرات محیطی است و اکوسیستم کارآفرینی ورزشی در کشور با چالشهای زیادی مواجه است بنابراین چارچوب طراحی شده در این پژوهش میتواند در ارزیابی، تحلیل و نظاممندسازی اکوسیستم کارآفرینی ورزشی مبنا قرار بگیرد.
محمدرسول خدادای؛ سارا معصوم زاده؛ اکبر فریدفتحی؛ مریم فریدفتحی
چکیده
هدف: امروزه بخش اقتصاد و صنعت ورزش مهمترین بخشهای اقتصادی در تمامی کشورها به خصوص کشورهای در حال توسعه، مورد توجه میباشد. واردات کالاهای ورزشی همواره یکی از موضوعات مورد بحث تصمیمگیران اقتصادی در زمینه اقتصاد ورزش است. لذا با توجه به اهمیت این بخش از اقتصاد ورزش، این پژوهش با هدف بررسی همگرایی گروه کالاهای وارداتی سالهای 1391- ...
بیشتر
هدف: امروزه بخش اقتصاد و صنعت ورزش مهمترین بخشهای اقتصادی در تمامی کشورها به خصوص کشورهای در حال توسعه، مورد توجه میباشد. واردات کالاهای ورزشی همواره یکی از موضوعات مورد بحث تصمیمگیران اقتصادی در زمینه اقتصاد ورزش است. لذا با توجه به اهمیت این بخش از اقتصاد ورزش، این پژوهش با هدف بررسی همگرایی گروه کالاهای وارداتی سالهای 1391- 1371 صنعت ورزش در ایران انجام شد.روششناسی: روش تحقیق به صورت جفت قیمتی با استفاده از روشهای همگرایی بتا و سیگما به منظور انجام بررسی همگرایی این گروهبندی از روش اقتصادسنجی دادههای تابلویی میباشد. گروهبندی کالاها شامل؛ پوشاک، کفش، توپ و تجهیزات ورزشی بود.یافتهها: نتایج مطالعه نشان میدهد که همگرایی بتا در گروه کالاهای وارداتی ورزشی وجود دارد و سرعت همگرایی 2602455/0 و این ضریب به لحاظ آماری معنیدار است. همچنین نتایج آزمون همگرایی سیگما تاییدکننده وجود همگرایی و کاهنده بودن انحرافات گروهها طی زمان میباشد. این ضریب نیز به لحاظ آماری معنیدار است.